تبليغاتX
مطالعات فرهنگی رادیکال
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
مدینه جهنمی 

پیش درآمد: سعی می کنم بایستم

 

 

مدینه جهنمی

سيل خروج از تهران در تابستان به بيابان هاي كرج و قزوين و گرمسار و پرند و ... فرو نشست. اینتلجنسیا ( هم تکنولوژیک و هم فرهنگی ) به همراه دیگر همسنگرانش در جامعه طبقاتي از شهر رانده می شود و سوداگران پس از کسب کنترل سیاسی، ایدئولوژیکی و اقتصادی ، کنترل جغرافیایی شهر را نیز به صورت انحصاری از آن خود کرده اند. تهران امروزه تحت اشغال دشمن طبقاتی است. دسترسی به مراکز شهری، تفرجگاه های شهری، فرهنگسراها، کافه ها، سینماها، و ... در انحصار صاحبان پول در آمده است . مرحله نوین سلطه طبقاتی خود را در تفکیک مطلق جهان بالا و جهان پایین آشکار نموده است. شهر رو به فروپاشی است و ساخت مجدد سکونتگاه ها مطابق نیروهای نوین و ویرانگر سرمایه داری در دستور کار قرار گرفته است. بازآرایی مفهوم شهر خود را در حد اعلی در کندوهای کارگر نشین و جایگزینی خیابان ها با اتوبان ها متجلی می کند. دسترسی به خدمات عمومی همچون مدارس، پارک های دولتی، پاتوق های فرهنگی، و موارد مشابه جزء لاینفک زیست گاه های شهری بود. با خصوصی شدن همه چیز و واگذار کردن تحصیل و تأمین دانش، بهداشت، تفریح، شادی، رؤیا و ... به بخش های های خصوصی به منظور فربه تر شدن بورژوازی ، آن زیست بوم های شهری جای خود را به لانه های انبوهی می دهد که از طریق اتوبان ها و متروها به محل های کار متصل می شود. هیچ مکانی در فاصله محل کار تا بستر به این کارگران نوین تعلق ندارد. اتوبان اتصال این دو مکان دوزخی است که با سرعتی که محدود به سازماندهی عقب مانده طبقه حاکم وطنی است در حال گسترش است. دستمزدها از همان زمان مارکس همواره گرایش داشته اند تنها بازتولید فیزیکی ( بستر و خوراک ) کارگر را تأمین کنند و وقتی نیروی کار پولی برای پرداخت به بنگاه های آموزشی، تفریحی، فرهنگی، و ... ندارد دیگر ضرورتی به حضور او در شهر طبقاتی نیست. نیروی کار به دورترین فواصل ممکن تبعید می شود و زمان حد فاصل کار تا خواب را می تواند در اتوبان ها به تماشای رایگان بیل بوردهای تبلیغاتی بپردازد. خیابان که همواره برای بورژوازی دردسر ساز بوده است ( ازدحام، تجمع، سرخوشی جمعی و تجربه های مشترک ) به نفع اتوبان ها پاکسازی می شوند. دیوارهای عمومی و کثیف خیابان که همواره در دسترس گروه های حاشیه ای و تحت سلطه بوده است تا از طریق دیوار نویسی خود را بیان کنند جای خود را به بیل بوردهای خصوصی تمیزی می دهد که تنها با کرایه های نجومی می توان بر آن پیامی را ثبت کرد. فرآیند تفکیک فیزیکی و جغرافیایی طبقات فرا دست و فرو دست مرحله آخری از تثبیت نظم نوین طبقاتی است. انسان های خوابگاهی که در مراحل قبلی ابزار تولید، رؤیاهای جمعی، خلوت شخصی، ارتباطات انسانی و شادی را از دست بود اکنون شهر را نیز از دست می دهد. شهر که مهمترین جاذبه سرمایه داری برای کندن انسانها از روستاها و وانهادن نظم پیشا سرمایه داری بود اکنون که برنامه خود را به صورت کامل متحقق کرده است در ساختار نوین بی نامی که د رحال سربرآوردن است مضمحل می شود. زمان و تحرک دو بنیاد جهان مدرن بود. بی زمانی زندگی شبانی و یکجا نشینی آن در زمان گذرنده و شتابناک تولید سرمایه داری ریشه کن شد و مفهوم زمان و واقعیت تحرک امکان پذیر شد. اما حالا که کشمکش های جهان کهن و کاپیتالیست ها به نفع دومی پایان یافته، دستاوردها به نسبت قدرت تقسیم می شود. سهم نیروی کار زمان چرخشی نوینی است که برخلاف چرخش زمان کهن به فواصل و شبانه روز گره نخورده بلکه دوران آن حول هفته  ی کاری و نفر ساعت  است. و یکجا نشینی نوینی که صرفا در خطی چند ده کیلومتری کش آمده است. آنچه از شهر باقی مانده در حال بازسازی است. سوداگران و صاحبان پول و ثروت قلعه های خصوصی خود را بر ویرانه شهر بر پا می کنند. قصرهای پسا مدرنی که از امکانات و تجهیزات فوق مدرن انباشته شده اند و مطابق با آخرین مدهای بورژوازی بین المللی آرایش عوض می کنند. به لطف خصوصی سازی گسترده همه چیز در دسترس است. دانش، زیبایی، تحرک، تجارب هیجان بخش، ارتباطات بین فرهنگی، سینمای فیمینیستی، مجلات تخصصی، سرگرمی و روزنامه ( یکی از اعضای تحریریه شرق سابق زمانی گفت روزنامه در کنار دانشگاه و خیلی چیزهای دیگر برای بورژوازی تولید می شود. ما که روزنامه را برای کارگران در نمی آوریم ) و .... ( همه چیز، در جهانی که همه چیزش کالا شده است ). جوامع انسانی تاکنون همواره طبقاتی بوده اند. اما مفهوم جامعه طبقاتی هیچ گاه بیش از امروز برجسته نبوده است. انسانیت در کل تاریخ تاکنونی مورد تعرض واقع بوده ، اما هرگز نیروی کار همچون امروز از آنچه امکان استفادهآن برای انسان بوده خلع نشده است. برای بازپس گرفتن شهر، چاره اي جز بازپس گرفتن زمان آزاد نمانده. بازپس گرفتن شادی چاره ای جز بازپس گرفتن ابزار تولید باقی نگذارده. بازپس گرفتن رابطه جمعی، بازپس گرفتن فرصتی برای تکلم، بازپس گرفتن چشم اندازهای رؤیایی، بازپس گرفتن بدن، زبان، خیابان، و تمام جهانی که در تصرف طبقه بالاست، به یکدیگر گره خورده اند. نمی توان چیزی را پس گرفت مگر آنکه همه چیز بازپس گرفته شود.       

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در چهارشنبه 18 مهر1386 | موضوع:
بالا