تبليغاتX
مطالعات فرهنگی رادیکال
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
روشنفکر کیست؟ 

توضیح: این مقاله را نزدیک به دو سال پیش در ویژه نامه روشنفکری مجله خردنامه منتشر کردم. در روزهای اخیر کتابی را می خوانم با نام تجدد ناتمام روشنفکران ایران از غلامرضا گودرزی که نشر اختران آن را امسال منتشر کرده و مقدمه ای به قلم دکتر غلامعباس توسلی استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران بر آن نوشته شده است. بخشی از کتاب به تعریف روشنفکر اختصاص دارد. آنچه جالب توجه است رفرنسهای مطلب است که روشنفکری و دسته بندی های آن را از دیدگاه جلال آل احمد رامین جهانبگلو جواد طباطبائی مهرزاد بروجردی مقصود فراستخواه و ... تا حتی سعید حجاریان مرور کرده است و در چهار پنج سطر به دیدگاه های ریمون آرون و چامسکی و سارتر و باومن نیز اشاره نموده است. من در عجبم که چگونه می توان با این منابع و مراجع روشنفکری را تعریف کرد. همچنین در عجبم از روش های تحقیق در تالیف کتاب در ایران. آن مدرنیسمی که من می شناسم اجازه ی چنین ساده سازی های فاحشی را به پژوهشگران نمی دهد. مگر آنکه دم نواندیشی دینی باز جانی اینچنینی به مدرنیته دمانده باشد. بدون شناخت از جهان گسترده ی اندیشه ها و نظریه ها و با محدود ماندن در فضای فکری وطنی چگونه می توان به بازنگری و بازاندیشی مواردی چون روشنفکری و تجدد در ایران پرداخت؟ به هر حال...

 

روشنفکری: مروری بر تعاریف و نظریه ها

 

روشنفکر کیست؟ روشنفکران چه تمایزی با دیگران دارند؟ با نگاهی گذرا می توان دید که در کشورهای مختلف روشنفکران ویژگی های متنوعی را دارایند و نقش های مختلفی را ایفا می کنند. آنها در بعضی کشورها طبقه ی نوینی را شکل داده اند. برای مثال در کشورهای توسعه یافته شاهد شکل گیری بورژوازی فرهنگی بوده ایم و یا در کشورهای بلوک شرق سابق و یا برخی از کشورهای در حال توسعه روشنفکران به طبقه ی حاکم مبدل شده اند. آنها گاهی مستقل از سایر طبقات اجتماعی عمل کرده اند و گاهی با آنها وارد ائتلاف شده اند. می توانند کارگزاران حکومتی باشند و برای حکومت مشروعیت بتراشند و یا آنکه منتقدان متهوری باشند که ناکارآمدی و سرکوب نظام های حاکم را افشا می کنند. از گروه مخالفان، در روسیه تزاری در اواسط قرن نوزدهم نسلی از روشنفکران جوان این کشور مستقل از دیگر طبقات اجتماعی دست به مبارزه ای پرشور و خونبار با رژیم تزاری زدند که در نهایت با از پای درآمدن تراژیک آنها خاتمه یافت. اگر چه آنها از ترور به عنوان سلاح مبارزه و نقد استفاده می کردند اما بیشتر روشنفکران از کلمه بعنوان سلاح نقد استفاده کرده اند. زمانی نوشتن شعر، داستان، نمایشنامه و مانند آن کنش هژمونیک روشنفکری به شمار می آمد اما امروزه به نظر می رسد روشنفکران دیگر نه در کتاب ها بلکه در صفحه ی تلویزیون ها و روزنامه ها و سایت های اینترنتی قابل مشاهده اند. آیا می توان از این توده ی غالبا متناقض و ناهمگون تعریفی متصور شد که روشنگر باشد؟              

در تمام فرهنگ های مختلف در دنیا سه روش اصلی برای تعریف مفهوم روشنفکر وجود دارد. از طریق تحصیلات آموزشی، حرفه و نیز نقش اجتماعی که بر اساس باورها و نگرش های شخص وجود دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در سه شنبه 22 آبان1386 | موضوع:
کتاب نیمه نخست سال 

نظرسنجی درباره بهترین کتابی که خوانده اید

انحصارات مالی و ایدئولوژیکِ تولید و ترویج ایده ها و لذت ها، مداوما به تعریف و تثبیت ترجیحات گروه های ذینفع خود مشغولند. اکثریت مردم فاقد هرگونه کانالی برای اعلام و انتشار اولویت ها و ترجیحات خود هستند. اما این امکان را باید بازپس گرفت. اما این امکان را باید ساخت. اگر تلویزیون ها و روزنامه های بزرگ، ایده ها و اندیشه های مطلوب خود را به عنوان بهترین، جذاب ترین، قابل توجه ترین، علمی ترین، انسانی ترین، و ... معرفی می کنند، می توان از طریق رسانه های آلترناتیو سخن و ترجیحات افرادی را بازتاب داد که به ستون های روزنامه های کیهان و اعتماد ملی، و میزگردهای عالمانه کانال چهار و وی او ای دسترسی ندارند.

تلاش های پراکنده ولی شورمندانه فراوانی در ایران صورت می پذیرد که به صورت ترجمه، تألیف، آفرینشگری و ... در تیراژهای محدود و کم تعداد منتشر می شود. کتاب هایی که ما را تکان می دهند و با نور خود جهان ما را کمی روشن می کنند. وبلاگ «مطالعات فرهنگی رادیکال» قصد دارد از طریق نظرسنجی، نظرات آن دیگران را درباره بهترین کتابی که خوانده اند جویا شود و فهرستی از برترین کتاب تازه منتشره را تهیه کند. از طریق مشارکت در این پروژه، 1) می توانیم از برخی آثار مطلع شویم که از وجود آنها نامطلع بوده ایم، 2) به پدیدآورندگان این آثار بازتابی از مواجهه بخشی از جامعه کتاب خوان را نشان دهیم، 3) پرنفوذترین ایده ها و آثار را بشناسیم، 4) ... شما تکمیل کنید.

در صورت تمایل به مشارکت در این پروژه از طریق کامنت نام، پدیدآورنده، و نام ناشر کتاب مورد نظر خود را بنویسید. و در صورت امکان پاراگرافی در توضیح آن. کتاب بایستی در سال 86 منتشر شده باشد. و اینکه فقط نام یک کتاب را. برترین را.

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در سه شنبه 15 آبان1386 | موضوع:
فرهنگ والا و فرهنگ پاپولار 
دستور کاری برای مطالعات فرهنگی رادیکال در ایران امروز

مطالعات فرهنگی در بیرمنگام با شورش بر مدرنیسم هنری کار خود را آغاز کرد. مدرنیسمی که در بریتانیای پس از جنگ دوم جهانی افقی رادیکال را برای طبقه کارگر نمایندگی نمی کرد. آثار شورشی مدرنیستی در برنامه درسی دانشگاه ها جای گرفته بودند و به دلیل گسترش یافتن سرمایه داری انحصاری و نیز فروکش کردن موج انقلابات کارگری ( در مقاله هنر انقلابی که در آرت کالت منتشر کرده ام به صورت مفصل تر این بحث را ارائه کرده ام ) دیگر هنر والا و مدرنیستی امکان واقعیت یابی خود را از دست داده بود. مصادره آوانگاردیسم هنری در نظم مسلط موجود و زیبایی شناسی کردن صرف آن در موزه ها و دروس دانشگاهی موجب شد که روشنفکران ارگانیک گروه های تحت ستم به امکان های مقاومت در لحظات مصرف فرهنگ مصرفی بیندیشند. در موج نخست مطالعات فرهنگی بیرمنگام یعنی در دوره هوگارت و ویلیامز و تامپسون هنوز گذار به انحصارات تجاری و فرهنگی تکمیل نشده بود و می شد در فرهنگ مردمی طبقه کارگر بریتانیا ساحتی برای مبارزه و ایستادگی در برابر یورش فرهنگ مسلط یافت. اما با آمریکایی شدن و مصرفی شدن کامل جامعه بریتانیا در دهه ۶۰ و ۷۰ مصرف تنها واقعیت موجود بود و هر گونه مقاومتی بایست از این نقطه شروع می کرد.

ایران اما مدرنیسم هنری هیچ گاه به دانشگاه ها راه نیافت. بورژوازی ایرانی قادر به راهبری پروژه مدرنیزه کردن جامعه نشد و بسیار زود از آرمان های جهانشمول و آزادی خواهانه مدرن دست شست و به همدستی با سنت های فرهنگی موجود پرداخت. فرهنگ عامیانه در چنگال سنت های عقب مانده پیشا سرمایه داری از یکطرف و فرهنگ مصرفی نوع آمریکایی از سوی دیگر قالب گرفت و کوچک ترین کوشش های هنر والای مدرنیستی ایران را در نطفه خفه کرد. ( البته هنر مدرنیستی تا کنون نیاز به باز تعریفی انتقادی دارد. هنر مدرنیستی از نوع مکتب سقاخانه و یا مکتب خط-نقاشی که در گالری صبا به عنوان مدرنیسم دهه ۴۰ و ۵۰ ایرانی نشان داده می شود هیچ ارتباطی با هنر مدرن و آوانگارد ندارد. باید دوباره به تاریخ بازگشت و مدرن های حذف شده و کنار گذاشته شده را یافت. باید هنر مدرن امروز را ردگیری کرد و ... ) مطالعات فرهنگی ایران نباید به این واقعیت بی اعتنا بماند. فرهنگ والای مدرن ( شاهکارهای ادبی تئاتر سینمای پیشرو  نقاشی معماری و ... هنر در معنای مدرن آن و نه صنایع دستی اصفهان و روضه خوانی عاشورا و خانه های گلی قرون وسطایی ) هیچ گاه در موقعیت نظام بخش جامعه در نیامده است. هیچ اثر فرهنگی برجسته و زیر و رو کننده ای ویترین طبقه حاکمه ایران نشده است. فرهنگ والا هنوز نیز حامل نیروهای رهایی بخشی است که در دگرگونی فرهنگ مسلط و غیر انسانی نقشی حیاتی دارد. از طرف دیگر فن آوری نوظهور دهه های اخیر فرصتی را برای آفرینشگری و مشارکت در تولید هنری و فرهنگی در اختیار گروه های اجتماعی تحت ستم گذارده که دست شستن از این امکان غفلتی تاریخی برای مطالعات فرهنگی است. پیگیری مقاومت در لحظات مصرف فرهنگ عامیانه گر چه اهمیت دارد اما ساخت فرهنگ آلترناتیو و والاتر از این فرهنگ نازل و ضد انسانی بایست در دستور کار قرار بگیرد. مطالعات فرهنگی نمی تواند به تقلید از پژوهش های بیرمنگام محدود شود. بایست روح نقادانه و دگرگونی طلب آن را دریافت و در شرایط معین موجود به کار گرفت.

|+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در جمعه 11 آبان1386 | موضوع:
بالا