مطالعات فرهنگی رادیکال |
مجموعه ی یادداشت ها مقالات ترجمه ها زیر چتر مطالعات فرهنگی
|
|
درباره وبلاگ
مطالعات فرهنگی می تواند به مردم برای به دست گرفتن حق حاکمیت بر فرهنگ خود و توانمند شدن در پیکار برای فرهنگ های بدیل و دگرگونی های سیاسی نیرو دهد. مطالعات فرهنگی یک مد زود گذر دانشگاهی نیست بلکه می تواند بخشی از پیکار برای جامعه ای بهتر و زندگی بهتر باشد. ( داگلاس کلنر )
منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
برخی از مقالات پیشین
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
اتومبیل و زنان جوان ایرانی
اتومبيل تنها يک وسيله نقليه نيست. اگر کتاب ادامه بينايی باشد و راديو ادامه شنوايی، اتومبيل ادامه قوه راه رفتن نيست. ماشينی که نقل و انتقال را تسهيل می کند نيست. اتومبيل مکان نيست. فضا است. محصول کنار هم قرار گرفتن مکانيکی قطعات و ابزارهای بيروح نيست. بلکه فضايی است که توسط گفتمان های متعدد فرهنگی ساخته می شود. اتومبيل يک ماشين نيست. عينيت نيست. ذهنيت است. شهر نشينی باعث ايجاد و گسترش فضاهای همگانی شد. خيابان ها، پارک ها، ميادين. از همان اوان گسترش فضاهای همگانی، اين فضاها عرصه ردگيری منازعات و کشمکش های گروه های مختلف اجتماعی شد. ديگر تسخير ارگ حکومتی به معنای کنترل و اداره امور نبود. تسخير و فتح فضاهای همگانی سياست را رقم می زد. فضاهای عمومی محل ابراز خود، يارگيری، منازعه و درگيری ميان افراد، گروه ها، سلائق و انديشه های متعارض و رقيب است. انقلاب، کارناوال توده ای در فضاهای عمومی است. به خيابان آمدن خرده فرهنگ های حاشيه ای است. دانشجويان، زنان، کارگران، بيکاران. اما با ظهور دولت خودکامه فضاهای عمومی استاندارد می شوند. قوانين و مقررات و دستورالعمل ها نحوه رفتار در اين مکان ها را تعيين می کنند. هرگونه سرپيچی و تخطی از دستورالعمل ها با مجازات رو به رو می شود. يکدست بودن کاذب در فضاهای عمومی، کذب انسجام دولت خودکامه را بازنمايی می کند. حکومت مذهبی در ايران با تصرف فضاهای همگانی استقرار يافت. مردم ملزم به رعايت قوانين مذهبی در مکان های عمومی شدند. سياست های سخت گيرانه مذهبی به خصوص جوانان و زنان را هدف قرار گرفته بود. همراهی جنس های مخالف در صورت نداشتن محرميت با يکديگر جرم بود. اتوبوس های عمومی به فضاهای مجزای زنانه و مردانه تقسيم شد. پيرامون پارک ها حصار کشيده شد و با تاريک شدن هوا، برای اينکه اعمال خلاف شرع بين جوانان صورت نپذيرد، پارک تعطيل می شد. سيگار کشيدن دختران و زنان در مکان های عمومی ممنوع شده است. پوشش حجاب برای زنان حتی غير مسلمانان در فضاهای عمومی اجباری است. خنده، مغازله، در آغوش گرفتن جنس مخالف و بوسه، ممنوع است. مأموران دولتی و مذهبيون سازمان يافته بر اجرای دقيق ممنوعيت ها نظارت می کنند. تخطی از قوانين، مواجهه با نيروهای امنيتی و دادگاه را در پی دارد. خيابان ها، پارک ها و ميادين يکدست شده اند. مونولوگ فضاهای عمومی، عموميت يافتن مونولوگ در جامعه است. اگر انقلاب چندگانگی های فرهنگ را به عرصه عمومی بر می کشد و علنی می کند، ديکتاتوری آنها را به فضاهای خصوصی تبعيد می کند. تنوع فرهنگ های مختلف به زير زمين ها و قلمرو های خصوصی محدود می شود و از ابراز علنی و بيان آشکار باز می ماند. فرهنگ غنی عامه از چشم ها پنهان می ماند و آنچه به ديده می آيد فرهنگ رسمی و بيگانه از متن جامعه است. يک نظاره گر که زندگی روزمره مردم را در فضاهای همگانی مورد مشاهده قرار می دهد، شاهد و ناظر روابط متشرعانه و اسلامی ميان مردم است. جامعه ايرانی در ظاهر يک جامعه منضبط اسلامی است که مردم با وسواسی فزون از حد اخلاق شرعی را رعايت می کنند. اما در حوزه های پنهان و دور از چشم، در محافل خصوصی، واقعيت جنس ديگری دارد. بسياری از گروه های اجتماعی خرده فرهنگ ممنوعه خود را عمل می کنند. در بسياری از مهمانی های خانوادگی و يا دوستانه، زنان و دختران فاقد حجاب اسلامی اند و به شيوه هايی غير رسمی لباس می پوشند. جنس های مخالف بدون رعايت قوانين شرعی با يکديگر می آميزند و تماس های دوستانه و يا عاشقانه و جنسی با يکديگر دارند. جوانان و حتی بزرگسالان الکل می نوشند ( که منع شرعی و قانونی دارد ) خلاصه اينکه فرهنگ های غير رسمی و مخالف خوان در حوزه های خصوصی حياتی سرزنده دارند. اما فضای عمومی و فضای خصوصی با مرزهای مشخص و ديوارهای قاطع از يکديگر جدا نشده اند. بلکه اين دو، دو سر طيفی اند که مناطق بينابينی ميانه آنها را پر می کند. فضايی که اين دو درهم می آميزند و در يکديگر فرو می روند و همديگر را قطع می کنند. مناطق تفريحی پرت افتاده، کوهها، ... از اين گونه اند. اما حتی در قلب بزرگراهها وخيابان های کلان شهری چون تهران نيز فضای بينابينی وجود دارد. در چنين زمينه ای اتومبيل در تهران برجسته می شود. اتومبيل، تداخل حوزه خصوصی در حوزه عمومی است. خلوتی خاص و متعلق به دارنده آن است در همهمه و شلوغی شهر. فضايی خودمانی و شخصی که در ميان انسانهای غريبه و ناشناس و ساختمانهای دولتی و پليس های سر چهار راه، می گذرد و با عبور خود تضادهايی فراتر از گنجايش تنگ خود، بر زمينه شهر ترسيم می کند. اتومبيل منتشر کننده فرهنگ غير رسمی و خصوصی در فضای همگانی است. سپر دفاعی در مقابل فرهنگ رسمی و تعرض فرهنگ معارض است. ستيزه ای است که بيان می شود و بيانيه پيکار است. دريچه ای است که می توان از آن، شواهد آشکار و نيرومند فرهنگ های غير رسمی را مشاهده کرد. جبهه فرهنگ های معارضی است که قصد بيان شدن و خود ابراز کردن را دارند. برساخته ای است که توسط نيروهای اجتماعی ساخته شده است و چون آياتی روشن قابل قرائت است. در خيابان های تهران، استفاده زنان و دختران جوان از اتومبيل هر روز بيش از روز پيش به چشم می آيد. اتومبيل به اين زنان و دختران جوان اين امکان را داده است که در پناه حريم خصوصی آن- ولی قابل نظاره – بر فرهنگ مذهبی مردسالار شوريده و خود را خارج از اجبارهای فرهنگی شان ابراز کنند. در پشت رل سيگارشان را دود کنند. اگر روسريشان از روی موهايشان بلغزد عجله ای برای پوشاندن موهای خود ندارند. به موسيقی ممنوعه دلخواهشان گوش بسپرند. و با خنده، شوخی های پرسروصدا عبوسی دنيای پيرامونشان را به سخره بگيرند. اتومبيل به دختران قدرت می بخشد. دخترانی که هميشه طرف فرودست هر رابطه ای بوده اند و بايد مورد انتخاب واقع می شدند، اکنون می توانند بر دوست پسرشان اقتدار اعمال کنند. کسی را که دوست دارند سوار کنند و روابط ديگرگونه قدرت را اعمال کنند. می توانند ببوسند و بوسيده شوند آنهم در فضايی غير از خانه. می توانند بر محدوديت های فاصله ای فائق بيايند و هر آن که تمايل کنند به مناطقی در فواصل بعيد در شهر و يا خارج از شهر سفر کنند. و تمام اين توانمندی ها و امکانات به لطف اتومبيل به دست آمده است. اتومبيل سايت مقاومت فرهنگی زنان و دختران جوان در برابر سرکوبِ قوانين دست و پاگير است. اتومبيل، امنيتی را که در حوزه عمومی مردسالار از زنان دريغ شده برای زنان فراهم می آورد. پياده رو ها، پارک ها و خيابان های تهران از مهمترين سايت های خشونت عليه زنان است. گفتمان مردسالار و مسلط عمومی رايج، با الفاظ رکيک، ژست های بدنی وقيح، تماس های بدنی متجاوزانه و ... زنان جوان را هدف تعرض قرار داده است. توقف و بوق زدن هر لحظه اتومبيل های غريبه جلوی پای زنان جوان که به ابژه سازی جنسی و کالا پنداشتن جنسيت زن می انجامد و خشونتی روانی و جسمی به زنان را نتيجه می دهد، نتيجه فقدان امنيت نهادی در عرصه عمومی است. وسايل نقليه عمومی تمام خطرات و خشونت های عرصه عمومی را در طی جابه جايی های زنان در شهر در خود حمل می کنند. مزاحمت های جسمی در تاکسی ها از طرفی و جداسازی های جنسيتی در اتوبوسهای عمومی از طرف ديگر. زنان در فضای همگانی بی پناه، مورد تهديد و قربانی خشونت اند و به طور مداوم هويت آنها به صورت ابژه های مصرفی مخدوش می شود. اتومبيل شخصی برای زنان امنيت است. فضای عاری از خشونت. اتومبيل به زنان فضا می دهد. فضايی که خارج از اتومبيل، از آنها دريغ شده است. اتومبيل مخدوش کننده مرزهای مفهومی رايج بين زنانگی و مردانگی است. مردانگی با تکنولوژی، سرعت و پيشرفت، مفهوم پردازی شده است. زنانگی با صنايع دستی، سکون و حفظ سنت ها. دختر جوانی که با اتومبيلش در اتوبان های تهران پرشتاب از برابر ديدگان می گذرد، تنها يک راننده نيست، او عاملی فرهنگی است که به ساخت جديد مفهوم جنسيت ياری می رساند. او در فرآيند بازتوليد مفهوم رايج زنانگی و مردانگی گسست ايجاد می کند و تصوری جديد از جنسيت پيشنهاد می کند. مصرف اتومبيل توسط زنان، تکنولوژی را از سلطه مردسالاری می رهاند و آن را پذيرای گفتمان های مساوات طلبانه می کند. دسترسی دختران و زنان به اتومبيل اما يکسان و برابر نيست. به دليل سياست های خاص اقتصادی در ايران، تهيه اتومبيل برای بسياری از افراد طبقات پايين امکان پذير نيست. اتومبيل در انحصار زنان و دختران طبقات بالا و متوسط بالای جامعه است. زنان و دختران طبقه کارگر از مشارکت در ساخت هويت متکثر زنانه در فضای جامعه محرومند و مناسبات اقتصادی مهمترين ممانعت کننده است. آنها فاقد توانايی برای اعلان حضور خود در جامعه اند. آنها فاقد امنيت و حصار اتومبيل اند. اشتياق دستيابی به اتومبيل برای مشارکت در کارناوال شادمانی و قدرت يابی زنانه، به تقويت خط مشی ها و سياست های فردی برای پيشرفت اقتصادی دامن می زند. جلودار بودن زنان طبقات بالا ، که خواهان دگرگونی بنيادين در روابط اقتصادی جامعه نيستند به کنار رفتن و تضعيف سياست های رهايی بخش جمعی کمک کرده است. اتومبيل به طور متناقض نمايی هم سايتِ مقاومت و هم قيد و بندی بر ذهن زنان و دختران جوان برای برپايی جشنواره فرهنگ های سرکوب شده است. |+| نوشته شده توسط وحید ولی زاده در یکشنبه 5 شهریور1385 | موضوع: |
|
|