زمانی که تک برگی نشریه دانشجویی پیشاهنگ مقاله ای منتشر کرد با نام چپ رادیکال در برابر چپ فرهنگی، چپ جوان دانشجویی مرحله مهمی در رشد نظری و پراتیک خود را گذراند. پیش از آن و در نخستین مرحله برآمد مجدد چپ در دانشگاه ها، مجموعه ناهمگون و نا بالغی از اندیشه های سوسیال دموکراتیک، آنارشیستی، کمونیستی، چپ گرایی شریعتی گرا، ملی مذهبی های سوسیالیست و غیره در ابتدای راه دشوار شکل گیری نظری و اجتماعی در فضاهای دانشگاهی در هم آمیخته بودند و فقر خاکی که در سیلاب دهه شصت شسته شده بود، بضاعت نهال های تازه رسته را محدود کرده بود. ادبیاتی آرمان خواه، اما پریشان در راهبرد و اندیشه، در کج و پیچ دانشکده ها و پاتوق ها دست به دست می شد و چپ آرام آرام پیش می آمد. رشد یافتگی بیشتر چپ جوان اما دو مسیر منفک تاریخی چپ را در جبهه چپ رویاروی داشت. سوسیال دموکراسی و کمونیسم. عدالت اجتماعی از طریق موعظه و عدالت اجتماعی از طریق عمل جمعی. مصالحه با طبقات حاکم و یا ستیز با طبقات حاکم. یا آنگونه که در آن زمان نام گرفت: چپ فرهنگی و چپ رادیکال. چپ فرهنگی ماند تا در جبهه اصلاح طلبی بماند و تئوری هایش را دقیق تر کند و خدمات نظری مناسب را برای بخش های تحول طلب طبقات حاکم ارائه کند. چپ رادیکال اما تئوری تحلیل و تغییر کلیت را بر گزید، از خاطره نویسی و یادنامه ها گسست تا کنش اجتماعی طبقاتی چپ را در بستر تحولات روز جامعه پیش گیرد و دگرگونی ریشه ای وضع موجود را هدف خود را برگزیند.

رادیکالیسم باز رسته اما در این مرحله از رشد و فعالیت خود با معضلی بزرگ روبرو بود: فقدان تجربه سیاسی. امر سیاسی نزدیک به  سه دهه در چنگال انحصارات طبقاتی مذهبی معینی بود و اکثریت جامعه، محروم از حوزه سیاسی، محکوم به زندگی روزمره تسلیم و سکوت بودند. گسترش حوزه مداخله گری چپ از امر انتشاراتی و فرهنگی و تاریخ نویسی به امر سیاسی، که وجه مشخصه چپ رادیکال بود، در چنین زمینه ای راه گشود. ساخت تجربه سیاسی، جز از دیالکتیک رجوع مداوم به امر فرهنگی و تاریخی امکان پذیر نیست. در این مرحله رادیکالیسم دگرگون خواه در کنار شبه رادیکالیسم جغجغه نواز، در مسیر رشد بود. گذار راهگشای بخش ستیزنده ی جنبش دانشجویی از ایده آلیسم اخلاقی به مارکسیسم، و خط کمونیستی تعیین کننده چپ رادیکال، هنوز خود به نگاه ایده آلیستی به مارکسیسم آغشته بود. میان مفهوم کمونیسم به معنای پروژه جمعی سوژه های تولیدگر جامعه برای خود رهایی و کمونیسم به مثابه گزینه ای میان دیگر گزینه های بازاریابی شده در فروشگاه سیاست، میان مارکسیسم به مثابه علم، و مارکسیسم به مثابه نام تجاری و برخی موارد دیگر تفکیک نظری و عملی رخ نداده بود. بیانیه خط بازسازی تعیین کننده گذر کیفی دیگری است در فرآیند رشد چپ بازرسته ی ایران. گذاری که دور جدیدی از دستاوردهای نظری و پراتیک را به همراه خواهد داشت و این جنبش جوان را از آستانه بلوغ سیاسی عبور می دهد.