فیس بوک نماد جهان جدیدی که بر می آید؟
امروزه فیس بوک سرآمد پدیده های نوینی است که ذیل مقوله ی رسانه های اجتماعی دسته بندی می شوند. رسانه های اجتماعی، رسانه هایی هستند که گفته می شود سه ویژگی عمده را دارایند. نخست محتواهای آنها نه توسط نویسندگان حرفه ای و سازمان یافته ی رسانه های متعارف، بلکه توسط شهروندان عادی تولید می شود. دوم، تحولات تکنولوژیکی اخیر، بویژه در حوزه ی ارتباطات و اطلاعات، اینترنت، تلفن های همراه، و ... زمینه ی ظهور آن ها را فراهم آورده اند و درنتیجه در خود نوعی مفهوم همراهی و یا شاید سوار بودن بر پیشرفته ترین، پویاترین، و به روزترین دستاوردهای اجتماعی را نیز درخود دارد. سوم، رسانه های اجتماعی همزمان رسانه و شبکه اجتماعی هستند. آنها رسانه اند به این معنا که از طریق آنها می توان متون، صدا و تصویر را منتشر کرد. آنها شبکه اجتماعی هستند به این معنا که هر شخص می تواند اجتماعات متعددی را بسازد و یا در اجتماعاتی عضو شود.
این ویژگی به سرعت تکامل یافته است. تکامل آن را می توان به راحتی از مقایسه وبلاگ ها با فیس بوک متوجه شد. تکاملی که همزمان هراسناک نیز است. شما قبلا می توانستید وبلاگ خودتان را ایجاد کنید. اما یک وبلاگ بدون لینک وبلاگی بی جان است. برای خوانده شدن و یا دیده شدن، بایستی به صفحات وبلاگ شما لینک داده شود. این لینک ها را وبلاگ هایی به صفحه شما می دهند که یا در موضوعی مشابه فعالند، یا نگرش نزدیک به شما دارند، یا با شما دوستی دارند و ... . از طرفی ابزارهای کمکی رشد یافت که به کمک آنها می توانستید از انتشار مطلب جدید وبلاگی که علاقه مند به تعقیب آن هستید مطلع شوید. فیس بوک با یکپارچه ساختن تمام این امکانات به اضافه ی ابزارهای دیگری چون چت، شاید نخستین جهان شهر واقعی را البته در فضایی مجازی خلق کرده است. شهری افسانه ای که در آن اجتماعات گوناگونی وجود دارند. اجتماعاتی که به خواست و علاقه ی تک تک افراد شکل می گیرد.. شهری که در آن این امکان بوجود آمده است که همچون میدان شهر آتن، سکویی به تمام شهروندان اعطا می کند تا خطابه ی خود را در آمیزه ای از متن و عکس و فیلم و صدا منتشر کنند، فزون بر آن، کارزارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سازمان دهند، از آنچه در اقصانقاط این شهر جهانی رخ می دهد مطلع شوند، زمان را صرفه جویی کنند و مکان را گسترش دهند. هراسناک اما اینجاست که تکامل شتابنده ای به سوی یک دروازه ی تنگ طی شده است. به این معنا که اکنون تنها بایست در فیس بوک عضو باشی تا باشی، تا خوانده شوی و دیده شوی و دیگر شهروندان را بخوانی و ببینی. جهان شهری که نمی توانی شهروند آن نباشی و از هوایش تنفس کنی. تمام این جهان جدید از دروازه ی یک وبسایت قابل دسترس است. دروازه ای که گشوده می شود به شهر جهانی که در تملک یک کمپانی است.
فیس بوک همزمان فضا و کالاست. فضایی که به رایگان در دسترس ماست. و کالایی که فروخته می شود. آنچه که ما در فیس بوک انجام می دهیم رایگان است. شما می توانید بی شمار استفاده ی رایگان از آن کنید. بیش از آن، شما قادرید همه آن امکانات را در اختیار بگیرید و برای هر هدفی که خود می خواهید از آن بهره مند شوید. کارزاری علیه این یا آن رژیم و قدرت به راه اندازید. حرف های خود را آزادانه منتشر کنید. دوستانی جدید پیدا کنید و دانشی جدید کسب کنید. اما شما هر چه بیشتر در این جهان شهر حضور داشته باشید، هر چه بیشتر فعالیت کنید، هر چه بیشتر آن را رونق بخشید، به سودآوری کمپانی کمک کرده اید. کمپانی ای که در اوج بحران اقتصادی جهانی نیز، سودآوری خود را نه تنها از دست نداده، بلکه از بالاترین نرخ های سود بهره برده است. اما فیس بوک چه کالایی را می فروشد اگر همگان از آن رایگان بهره می بریم؟ منشأ این سود کجاست؟
فیس بوک بیلبوردهای هوشمند تبلیغاتی را در این شهر می فروشد. با ردگیری اتوماتیک فعالیت های هر عضو از طریق طبقه بندی محتواها و کلیدواژه های فعالیت های هر عضو، اطلاعات هر کاربر دسته بندی می شود. تحصیلات، شغل، ترجیحات، علائق، سن و سال، محل سکونت، و ... . اکنون می توان هر تبلیغاتی را در معرض نمایش افرادی قرار داد که مخاطبین بالقوه آن تبلیغات هستند. حال می توان در مقیاسی بی سابقه فضاهای تبلیغاتی به هرگونه مشتری ای فروخت. از مشتری های محلی گرفته تا مشتری های بین المللی. و شرکت های بزرگ بسیار مشتاقند تا هزینه ی تبلیغات را در جایی خرج کنند که بهترین بازده را داشته باشد. مالکین فیس بوک در نتیجه پول خود را از شرکت های دیگری به دست می آورد که فروش کالایی را تبلیغ می کنند. در واقع این شرکت ها بخشی از سود فروش های خود را به فیس بوک می پردازند تا فروش بیشتر بعدی آنها تضمین شود. درنتیجه اگر چه شما در فیس بوک برای فعالیت خود هزینه ای نمی پردازید، اما در واقع این هزینه را شما، شهروندان جهان، در جایی دیگر پرداخت می کنید.
هرچه این جهان شهر شهروندان بیشتری داشته باشد، قیمت بهتری را می توان برای بیلبوردهای دیجیتال تبلیغاتی اختصاص داد. هر چه من و شما مشارکت بیشتری داشته باشیم، شبکه های بیشتر و بزرگتری سازمان دهیم، زمان بیشتری از روز و شب را در این جهان شهر سپری کنیم، به فزون شدن درآمد کمپانی کمک می کنیم. یعنی، به بیرون کشیده شدن سود از گرده ی شهروندان عادی جهان و تمرکز آن در جیب اقلیتی محدود در جهان کمک یا مشارکت می کنیم.
فیس بوک به طرز شگفت انگیزی نمودی از ایدئولوژی سرمایه داری نیز است. سطح نوین رفاهی و بهره مندی که تنفس در جهان شهر فیس بوک به همراه دارد با نام های بزرگ شرکت های بین المللی گره خورده است. فیس بوک، گوگل، اپل، و ... امروزه کمپانی های فوق بزرگی اند که به نظر می رسد در بهره مند سازی مردمان چهارگوشه جهان نقش عمده ای بازی کرده اند. بهره مندی گسترده از رسانه های اجتماعی، همراه است با نوعی قدردانی از کمپانی هایی که باعث شده اند چنین امکاناتی به رایگان در اختیار همگان قرار داده شوند. این مسأله مغفول می ماند که شکل گیری این جهان شهر جدید، محصول تاریخی از فعالیت های سازنده و مولد بشری است. تکامل و انباشت دانش انسانی و کار برنامه ریزان، تحلیگران و مولدانی است که تولید این فضا را ممکن کرده اند. اینکه اقلیتی به پشتوانه ثروت و استثمار، قادر شده اند این مجموعه های دانش و کار بشری را به نام خود سند بزنند و پس از بسته بندی به فروش برسانند، بیش از آنکه قدردانی بطلبد، شورش می طلبد.
از طرف دیگر فیس بوک معنای جهان ما را نیز نشان می دهد. پویایی، سرزندگی، جان و شرر این جهان شهر از فعالیت شهروندانش است. این فیس بوک نیست که منبع ارزش است. این کاربران فیس بوک هستند که منبع ارزش هستند. هرچه انسانهای بیشتری عضو فیس بوک می شوند، قیمت سهام کمپانی بالاتر می رود.
فیس بوک به تمامی آینه ی یکپارچگی دنیاست. هیچگاه مردمان چنین در مقیاسی جهانی به یکدیگر پیوند نخورده بودند، به مشارکت کنندگانی رسانه ای بدل نشده بودند، اجتماع سازی نکرده بودند. اما این همه در عصری است که در تمام دنیا اکثریت شهروندان عادی به طور روزمره بی حقوق می شوند، محروم می شوند، مورد بهره کشی و سرکوب قرار می گیرند. از تهران گرفته تا پاریس. از حومه های کپنهاگ گرفته تا لاپاز. همین هفته دولت انگلستان چنان برنامه ی اقتصادی ای را علیه توده مردم به پیش گذارده که روی تاچر سفید شده است. بالابردن سن بازنشستگی درجهان، افزایش ساعات کار، ممانعت از تشکلات نیروی کار، ترور فعالین سندیکایی و صدها موردی از این دست، منبع پولی است که شرکت های بین المللی و یا داخلی به فیس بوک می پردازند تا ارزشی که از فعالیت نیم میلیارد انسان بدست آمده است را بخرند.
چند دهه پیش، مجموعه مبارزات و جنبش های مردمی در جهان، در پی ملی کردن صنایع بزرگ و مادر خود بودند. آن زمان مردم و کارگران صنایع بزرگی که عمدتا در تملک شرکت های انگلیسی یا آمریکایی بود، مبارزه می کردند تا آن صنایع را از چنگال مالکین آنها در آورده و کنترل و مدیریت آن را در اختیار ملت قرار دهند. ملی شدن، خواستی برای دگرگونی در مالکیت آن مراکز عمده ی تولید اررش در جامعه بود. خلع مالکیت شرکت های بزرگ و اجتماعی شدن مالکیت آن در مقیاس ملی. امروزه اما جهان بسیار تنیده تر از قبل است. فیس بوک نماد جهان جدید مسلط است. چیزهایی مفید پراکنده در بیابانی از فلاکت. جهان جدیدی که خواهد بالید اما با مبارزه برای اجتماعی کردن مالکیت در مقیاسی جهانی رقم خواهد خورد.
(این مقاله در شماره ۷۸ نشریه خیابان منتشر شده است)