کتاب‌های الکترونیکی

تا کنون چهار کتاب کوچک الکترونیکی بر روی آیبوکز iBookstore منتشر کرده ام. نخست ترجمه ی دندیل نوشته غلامحسین ساعدی است به زبان سوئدی. اما سه تای دیگر به فارسی هستند که لینکشان را اینجا می دهم.

نخست داستانی به نام روفوس از دوریس لسینگ است:

https://itunes.apple.com/se/book/%D8%B1%D9%88%D9%81%D9%88%D8%B3/id1442378678?mt=11

داستان دیگر به نام گوجه فرنگی بزرگ از نویسنده دانمارکی دورته نورس است:

https://itunes.apple.com/se/book/%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/id1173353530?mt=11

و داستانی از نویسنده سوئدی نینا یوهانسون:

https://itunes.apple.com/se/book/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA%D8%B4-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87/id1102497690?mt=11

و البته کارهای دیگری در راه است :)

پادکست

پادکستی راه انداخته ام در این آدرس و خوشحال می شوم اگر آن را دنبال کنید.

http://bqalam.podbean.com

Podcast

Podcast

بازگشت به بلاگستان؟

سالهاست كه اينجا ديگر ننوشته ام. اما به فكرم كه دوباره ساكن اين خانه قديمي شوم. ببينيم كه چگونه پيش مي رود. فعلا لينكي از برنامه پرگار بي بي سي را مي گذارم كه در آن بر سر گناه چيست يكطرف بحث بودم.

https://youtu.be/3m7ysm1DSFQ

 

نقدی بر رمان «شب ممکن»

رمان چهار شخصیت اصلی دارد. مازیار، هاله، سمیرا، و نویسنده. رمان داستان روابط پیچیده ی میان هاله، مازیار و سمیرا را روایت می کند که با مرگ ناگهانی دو نفر از آنها به پایان رسیده است و اکنون «نویسنده» که زوج پیشین مازیار بوده است در تلاش است تا با بازنویسی حکایت آنها رمانی را شکل دهد. چنین به نظر می رسد که نویسنده رمان خود را بر اساس روایت های شخصی شخصیت هایی حقیقی این رابطه ی سه نفره به پیش می برد. اما در فصل پایانی رمان که خواننده در انتظار روشن شدن نقطه ی دراماتیک داستان، یعنی تصادف منجر به مرگ دو شخصیت رمان است، فاش می شود که نویسنده ی اصلی داستان مردی است که در لابی هتلی در تهران، داستان های مختلفی از مهمانان هتل را همچون مصالحی به کار گرفته است تا با پیوند و تلفیق آنها به کمک تکنیک های داستان نویسی، این رمان را خلق کرده است. روایتی که با توجه به فاش شدن ساختگی بودن فصل های پیشین رمان، خود نیز در معرض عدم قطعیت قرار می گیرد.

اصرار نویسنده در برهنه کردن تمهیدهای نوشتن رمان...................
ادامه نوشته

فیس بوک نماد جهان جدیدی که بر می آید؟

فیس بوک نماد جهان جدیدی که بر می آید؟

امروزه فیس بوک سرآمد پدیده های نوینی است که ذیل مقوله ی رسانه های اجتماعی دسته بندی می شوند. رسانه های اجتماعی، رسانه هایی هستند که گفته می شود سه ویژگی عمده را دارایند. نخست محتواهای آنها نه توسط نویسندگان حرفه ای و سازمان یافته ی رسانه های متعارف، بلکه توسط شهروندان عادی تولید می شود. دوم، تحولات تکنولوژیکی اخیر، بویژه در حوزه ی ارتباطات و اطلاعات، اینترنت، تلفن های همراه، و ... زمینه ی ظهور آن ها را فراهم آورده اند و درنتیجه در خود نوعی مفهوم همراهی و یا شاید سوار بودن بر پیشرفته ترین، پویاترین، و به روزترین دستاوردهای اجتماعی را نیز درخود دارد. سوم، رسانه های اجتماعی همزمان رسانه و شبکه اجتماعی هستند. آنها رسانه اند به این معنا که از طریق آنها می توان متون، صدا و تصویر را منتشر کرد. آنها شبکه اجتماعی هستند به این معنا که هر شخص می تواند اجتماعات متعددی را بسازد و یا در اجتماعاتی عضو شود.

این ویژگی به سرعت تکامل یافته است. تکامل آن را می توان به راحتی از مقایسه وبلاگ ها با فیس بوک متوجه شد. تکاملی که همزمان هراسناک نیز است. شما قبلا می توانستید وبلاگ خودتان را ایجاد کنید. اما یک وبلاگ بدون لینک وبلاگی بی جان است. برای خوانده شدن و یا دیده شدن، بایستی به صفحات وبلاگ شما لینک داده شود. این لینک ها را وبلاگ هایی به صفحه شما می دهند که یا در موضوعی مشابه فعالند، یا نگرش نزدیک به شما دارند، یا با شما دوستی دارند و ... . از طرفی ابزارهای کمکی رشد یافت که به کمک آنها می توانستید از انتشار مطلب جدید وبلاگی که علاقه مند به تعقیب آن هستید مطلع شوید. فیس بوک با یکپارچه ساختن تمام این امکانات به اضافه ی ابزارهای دیگری چون چت، شاید نخستین جهان شهر واقعی را البته در فضایی مجازی خلق کرده است. شهری افسانه ای که در آن اجتماعات گوناگونی وجود دارند. اجتماعاتی که به خواست و علاقه ی تک تک افراد شکل می گیرد.. شهری که در آن این امکان بوجود آمده است که همچون میدان شهر آتن، سکویی به تمام شهروندان اعطا می کند تا خطابه ی خود را در آمیزه ای از متن و عکس و فیلم و صدا منتشر کنند، فزون بر آن، کارزارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی سازمان دهند، از آنچه در اقصانقاط این شهر جهانی رخ می دهد مطلع شوند، زمان را صرفه جویی کنند و مکان را گسترش دهند. هراسناک اما اینجاست که تکامل شتابنده ای به سوی یک دروازه ی تنگ طی شده است. به این معنا که اکنون تنها بایست در فیس بوک عضو باشی تا باشی، تا خوانده شوی و دیده شوی و دیگر شهروندان را بخوانی و ببینی. جهان شهری که نمی توانی شهروند آن نباشی و از هوایش تنفس کنی. تمام این جهان جدید از دروازه ی یک وبسایت قابل دسترس است. دروازه ای که گشوده می شود به شهر جهانی که در تملک یک کمپانی است.

فیس بوک همزمان فضا و کالاست. فضایی که به رایگان در دسترس ماست. و کالایی که فروخته می شود. آنچه که ما در فیس بوک انجام می دهیم رایگان است. شما می توانید بی شمار استفاده ی رایگان از آن کنید. بیش از آن، شما قادرید همه آن امکانات را در اختیار بگیرید و برای هر هدفی که خود می خواهید از آن بهره مند شوید. کارزاری علیه این یا آن رژیم و قدرت به راه اندازید. حرف های خود را آزادانه منتشر کنید. دوستانی جدید پیدا کنید و دانشی جدید کسب کنید. اما شما هر چه بیشتر در این جهان شهر حضور داشته باشید، هر چه بیشتر فعالیت کنید، هر چه بیشتر آن را رونق بخشید، به سودآوری کمپانی کمک کرده اید. کمپانی ای که در اوج بحران اقتصادی جهانی نیز، سودآوری خود را نه تنها از دست نداده، بلکه از بالاترین نرخ های سود بهره برده است. اما فیس بوک چه کالایی را می فروشد اگر همگان از آن رایگان بهره می بریم؟ منشأ این سود کجاست؟

فیس بوک بیلبوردهای هوشمند تبلیغاتی را در این شهر می فروشد. با ردگیری اتوماتیک فعالیت های هر عضو از طریق طبقه بندی محتواها و کلیدواژه های فعالیت های هر عضو، اطلاعات هر کاربر دسته بندی می شود. تحصیلات، شغل، ترجیحات، علائق، سن و سال، محل سکونت، و ... . اکنون می توان هر تبلیغاتی را در معرض نمایش افرادی قرار داد که مخاطبین بالقوه آن تبلیغات هستند. حال می توان در مقیاسی بی سابقه فضاهای تبلیغاتی به هرگونه مشتری ای فروخت. از مشتری های محلی گرفته تا مشتری های بین المللی. و شرکت های بزرگ بسیار مشتاقند تا هزینه ی تبلیغات را در جایی خرج کنند که بهترین بازده را داشته باشد. مالکین فیس بوک در نتیجه پول خود را از شرکت های دیگری به دست می آورد که فروش کالایی را تبلیغ می کنند. در واقع این شرکت ها بخشی از سود فروش های خود را به فیس بوک می پردازند تا فروش بیشتر بعدی آنها تضمین شود. درنتیجه اگر چه شما در فیس بوک برای فعالیت خود هزینه ای نمی پردازید، اما در واقع این هزینه را شما، شهروندان جهان، در جایی دیگر پرداخت می کنید.

هرچه این جهان شهر شهروندان بیشتری داشته باشد، قیمت بهتری را می توان برای بیلبوردهای دیجیتال تبلیغاتی اختصاص داد. هر چه من و شما مشارکت بیشتری داشته باشیم، شبکه های بیشتر و بزرگتری سازمان دهیم، زمان بیشتری از روز و شب را در این جهان شهر سپری کنیم، به فزون شدن درآمد کمپانی کمک می کنیم. یعنی، به بیرون کشیده شدن سود از گرده ی شهروندان عادی جهان و تمرکز آن در جیب اقلیتی محدود در جهان کمک یا مشارکت می کنیم.

فیس بوک به طرز شگفت انگیزی نمودی از ایدئولوژی سرمایه داری نیز است. سطح نوین رفاهی و بهره مندی که تنفس در جهان شهر فیس بوک به همراه دارد با نام های بزرگ شرکت های بین المللی گره خورده است. فیس بوک، گوگل، اپل، و ... امروزه کمپانی های فوق بزرگی اند که به نظر می رسد در بهره مند سازی مردمان چهارگوشه جهان نقش عمده ای بازی کرده اند. بهره مندی گسترده از رسانه های اجتماعی، همراه است با نوعی قدردانی از کمپانی هایی که باعث شده اند چنین امکاناتی به رایگان در اختیار همگان قرار داده شوند. این مسأله مغفول می ماند که شکل گیری این جهان شهر جدید، محصول تاریخی از فعالیت های سازنده و مولد بشری است. تکامل و انباشت دانش انسانی و کار برنامه ریزان، تحلیگران و مولدانی است که تولید این فضا را ممکن کرده اند. اینکه اقلیتی به پشتوانه ثروت و استثمار، قادر شده اند این مجموعه های دانش و کار بشری را به نام خود سند بزنند و پس از بسته بندی به فروش برسانند، بیش از آنکه قدردانی بطلبد، شورش می طلبد.

از طرف دیگر فیس بوک معنای جهان ما را نیز نشان می دهد. پویایی، سرزندگی، جان و شرر این جهان شهر از فعالیت شهروندانش است. این فیس بوک نیست که منبع ارزش است. این کاربران فیس بوک هستند که منبع ارزش هستند. هرچه انسانهای بیشتری عضو فیس بوک می شوند، قیمت سهام کمپانی بالاتر می رود.

فیس بوک به تمامی آینه ی یکپارچگی دنیاست. هیچگاه مردمان چنین در مقیاسی جهانی به یکدیگر پیوند نخورده بودند، به مشارکت کنندگانی رسانه ای بدل نشده بودند، اجتماع سازی نکرده بودند. اما این همه در عصری است که در تمام دنیا اکثریت شهروندان عادی به طور روزمره بی حقوق می شوند، محروم می شوند، مورد بهره کشی و سرکوب قرار می گیرند. از تهران گرفته تا پاریس. از حومه های کپنهاگ گرفته تا لاپاز. همین هفته دولت انگلستان چنان برنامه ی اقتصادی ای را علیه توده مردم به پیش گذارده که روی تاچر سفید شده است. بالابردن سن بازنشستگی درجهان، افزایش ساعات کار، ممانعت از تشکلات نیروی کار، ترور فعالین سندیکایی و صدها موردی از این دست، منبع پولی است که شرکت های بین المللی و یا داخلی به فیس بوک می پردازند تا ارزشی که از فعالیت نیم میلیارد انسان بدست آمده است را بخرند.

چند دهه پیش، مجموعه مبارزات و جنبش های مردمی در جهان، در پی ملی کردن صنایع بزرگ و مادر خود بودند. آن زمان مردم و کارگران صنایع بزرگی که عمدتا در تملک شرکت های انگلیسی یا آمریکایی بود، مبارزه می کردند تا آن صنایع را از چنگال مالکین آنها در آورده و کنترل و مدیریت آن را در اختیار ملت قرار دهند. ملی شدن، خواستی برای دگرگونی در مالکیت آن مراکز عمده ی تولید اررش در جامعه بود. خلع مالکیت شرکت های بزرگ و اجتماعی شدن مالکیت آن در مقیاس ملی. امروزه اما جهان بسیار تنیده تر از قبل است. فیس بوک نماد جهان جدید مسلط است. چیزهایی مفید پراکنده در بیابانی از فلاکت. جهان جدیدی که خواهد بالید اما با مبارزه برای اجتماعی کردن مالکیت در مقیاسی جهانی رقم خواهد خورد.

 (این مقاله در شماره ۷۸ نشریه خیابان منتشر شده است)

راهنمای هاروی بر سرمایه ی مارکس

دیوید هاروی که نزدیک به چهار دهه تدریس کتاب کاپیتال مارکس را در کارنامه خود دارد سه سال پیش یک دوره از کلاس های کاپیتال خوانی خود را به صورت ویدیویی و آنلاین در اختیار همگان قرار داد. انتشارات معتبر ورسو از هاروی می خواهد که این دوره را به صورت کتابی تدوین کند. این کتاب امسال منتشر شده است و من تلاش دارم با ترجمه آن به فارسی به ترویج کاپیتال خوانی کمکی کوچک کرده باشم. ترجمه مقدمه این کتاب را که برای نخستین بار در فصلنامه سامان نو منتشر شد در این وبلاگ نیز منتشر می کنم. شماره اخیر سامان نو را که حاوی مقالاتی غنی در زیر چتر پژوهش های سوسیالیستی است را می توانید از این آدرس دانلود کنید

فصلنامه سامان نو

 

مقدمه بر راهنمای سرمایه ی مارکس
دیوید هاروی
ترجمه وحید ولی زاده


هدف من راهنمایی شما در مطالعه ی کتابی از مارکس است که سرمایه، جلد اول نام دارد، به گونه ای که این کتاب را بر طبق معیارهای خود مارکس بخوانید.1 ممکن است این گفته کمی مضحک به نظر آید چرا که اگر هنوز این کتاب را نخوانده اید احتمالا نمی توانید بدانید که معیارهای مارکس چیستند. اما می توانم به شما اطمینان دهم که یکی از معیارهای او خواندن و به دقت خواندن است. آموزش واقعی همیشه شامل تلاشی برای فهم ناشناخته هاست. اگر قبلا فصول مربوطه را خوانده باشید، خوانش من از سرمایه که در کتاب حاضر ارائه شده است آنها را بیشتر روشن خواهد کرد. من می خواهم که شما را ترغیب کنم مواجهه ی شخصی خود را با این کتاب داشته باشید، و از طریق جدال بی واسطه با متن مارکس،  فهم خود از اندیشه ی او را شکل دهید.
این نکته دشواری بلادرنگی را به پیش می کشد. هرکسی چیزی درباره ی مارکس یا اصطلاحاتی چون «مارکسیسم» و «مارکسیستی» شنیده است و همه نوع معانی تلویحی ای با این اصطلاحات به ذهن می آید. درنتیجه برای شروع شما گرفتار پیش فرض ها و پیش داوری هایی هستید، مثبت یا منفی. اما نخست از شما می خواهم که تا جایی که می توانید تلاش کنید که تمام چیزهایی را که فکر می کنید درباره ی مارکس می دانید را کنار بگذارید تا بتوانید با آنچه او واقعا بیان کرده است روبرو شوید.
موانع دیگری نیز در برابر دستیابی به این نوع مواجهه ی بی واسطه وجود دارند. برای مثال ما در رویکرد به چنین متنی گرفتار شیوه ی شکل بندی فکری ویژه و تاریخ های تجربی خود هستیم. برای بسیاری از دانشجویان این شکل بندی های فکری متأثر از دغدغه ها و ملاحظات دانشگاهی است، اگر نگوییم تحت اداره ی آنها است. گرایشی طبیعی به خوانش مارکس از یک نظرگاه رشته ای بسته و ویژه وجود دارد. مارکس خود هرگز در هیچ رشته ای در دانشگاه اشتغال نداشت و تاکنون اغلب دانشکده ها رغبتی به پذیرش وی در میان خود ندارند. پس اگر شما دانشجو هستید و می خواهید مارکس را به درستی بخوانید، بهتر است آنچه را که مدرسین شما در رشته خود به شما خواهند گفت فراموش کنید، البته نه کلا اما حداقل به منظور خواندن مارکس. خلاصه کنم، تشخیص آنچه او می گوید، ورای آنچه ممکن است صرفا از طریق رشته دانشگاهی خاص خود، شکل بندی فکری تان، و حتی مهمتر از همه تاریخ تجربی خود (خواه به عنوان یک کارگر یا سازمانده اجتماعی و یا کارآفرین سرمایه دار) بفمید، تلاش سترگی را از جانب شما می طلبد. 

ادامه نوشته

مدرسه آزاد اینترنتی مطالعات فرهنگی

 

اگر چه مدتی بود که ایده ی تاسیس یک آموزشکده ی اینترنتی مطالعات فرهنگی را داشتم، اما تعطیل کردن دپارتمان مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه باعث شد تا اولویت بالاتری به این پروژه بدهم. به عنوان یکی از دانشجویان اولین دوره مطالعات فرهنگی در آن دپارتمان، نمی توانم دریغ خود را از تعطیلی آن فضای آکادمیک پنهان کنم. فاز نخست یورش به علوم انسانی گویا با مطالعات فرهنگی و مطالعات زنان آغاز شده است. البته انتظار دیگری نمی شد داشت. مطالعات فرهنگی ناسازگارترین رشته دانشگاهی در سیستم حاکم بر ایران است. البته به شخصه بعید می دانم که از همان ابتدا تصمیم گیران فرهنگی و سیاسی در ایران اشرافی بر محتوای این رشته داشته بودند. یحتمل آنان که شیفته ی کلمه فرهنگ اند (درمعنایی که جایی دیگر باید به آن پرداخت) رشته ای را مدنظر داشته اند که در فرهنگ اسلامی ملی جامعه کندوکاو کند و متخصصینی برای نهادهای سرکوبگر فرهنگی آنان تولید کند. اما سنت های جهانی این (ضد) رشته که نسبتا به مرحله تثبیت رسیده اند، پویایی و تعهد دانشمندانه ی برخی از اساتید، و شور و جستجوگری دانشجویان این رشته، خط سیر دیگری را رقم زد. خط سیری که آلارم های فرهنگی استبداد را به کار انداخت. به هرحال مطالعات فرهنگی رشته ای متعارف نیست. و می توان به مکانیزم های غیرمتعارفی برای پیشرفت آن در جامعه اندیشید. از آنجمله یک مدرسه آزاد اینترنتی.

آموزشکده اینترنتی مطالعات فرهنگی

از طریق یک آموزشکده اینترنتی مطالعات فرهنگی می توان از سد ممنوعه های آموزشی سیستم حاکم گذر کرد. طرح بسیاری از مسائل، نظریه ها و کارنوشت ها در حوزه ای بحث انگیز و ستیزه جو چون مطالعات فرهنگی در بستر معمول آموزش ایران تحقق پذیر نیست. بعلاوه بسیاری می خواهند در این قلمرو وارد شوند اما ظرفیت های آموزشی در دسترس آنان نیست. اینترنت نیز این امکان را فراهم آورده تا بر محدودیت های جغرافیایی و مکانی بتوان فائق آمد. به کار گرفتن ابزارها و امکان های تکنولوژیک نوین برای خودتوانمند سازی، خودآموزش یابی و مقاومت در برابر روندهای مسلط و سرکوبگر حاکم، جزئی از روج مطالعات فرهنگی است.

 

دوره ها و برنامه ها

آموزشکده نخست با ارائه ی یک یا دو کورس آغاز به کار خواهد کرد. اما هدف نهایی آن است که علاوه بر امکان گذراندن کورس هایی جداگانه در قلمروی مطالعات فرهنگی، یک پروگرام مطالعات فرهنگی نیز تدوین و ارائه شود که برنامه ای یکپارچه و ترکیبی باشد و نظریه، روش، زبان تخصصی و حوزه های مطالعات فرهنگی را نیز پوشش دهد. تا پایان تابستان وبسایت مدرسه آغاز به کار خواهد کرد و در پاییز دوره هایی کوتاه مدت را خواهم داشت که جزئیات آنها را اعلام خواهم کرد. برای ثبت نام اولیه می توانید با این ایمیل تماس بگیرید و از طریق ایمیل نیز از روند کار آگاهی کسب کنید: fcsschool@gmail.com 

مشارکت در پروژه

مدرسه آزاد اینترنتی مطالعات فرهنگی یک پروژه آموزشی تحقیقاتی  است که در راستای خارج سازی سپهر تولید و توزیع دانش انتقادی از کنترل دولت صورت می گیرد. علاوه بر آن، گسترش و تکثیر دانش انتقادی را ورای محدودیت های جغرافیایی هدف گرفته است. برای دستیابی به اهداف مدرسه، حمایت ها و مشارکت افراد و یا نهادهایی که به این پروژه علاقه مندند بسیار تأثیرگذار خواهد بود.