طغیان از طریق فرهنگ و مذهب

مطلب ذیل را چند سال پیش ترجمه کردم و در خردنامه منتشر کردم. فکر می کنم بازانتشار آن در این وبلاگ آن را بیشتر در دسترس مخاطبان آن کند. گرچه با برخی نظرات نویسنده همرایی ندارم اما کار محققانه نویسنده به نظر من توانسته است به برخی زوایای مهم انقلاب ۵۷ در ایران بپردازد که معمولا در تحلیل ها غایب اند. به نظر من چنین تحلیلی را می توان به عنوان یک سطح لازم اما غیرکافی در یک تحلیل ژرف از انقلاب ۵۷ُ در ارتباط با دیگر سطوح و در چهارچوب کلی تر تحولات شیوه تولیدی جامعه مورد استفاده قرار داد.

 

 

ادامه نوشته

فرهنگ جوانان و تلفن همراه

-->
فرهنگ جوانان و تلفن همراه
DOI :

 

فصلنامه تحقیقات فرهنگی ایران، دوره دوم، شماره 7، صفحه 119-152 (34)، پاییز 1388

 

نویسندگان
محمد سعید ذکایی     وحید ولی زاده 
چکیده
فرهنگ فراغت جوانان در ایران به‌سرعت تحت تأثیر فرهنگ رسانه‌های دیجیتال قرار گرفته است. تلفن همراه به‌عنوان شکل جدیدی از رسانه ارتباطی، مرزهای جدیدی را در شکل‌دهی به ارزش‌ها و هویت جوانان ایجاد کرده و علاوه بر تسهیل و تسریع برقراری ارتباط، الگوهای ارتباطی جوانان را نیز دستخوش تغییرهایی ساخته است. مقاله حاضر با اتکا بر یافته‌های کمّی و کیفی به‌دست‌آمده از کاربران جوان تلفن همراه، و با الهام از مفهوم‌سازی «عادت‌واره» و «میدان» بوردیو، این استدلال را مطرح می‌کند که تلفن همراه، میدان جدیدی ایجاد کرده‌ که جوانان در آن فرصت‌های بیشتری برای سرگرمی، ارتباط و استقلال عمل یافته‌اند و با آسان‌سازی و جبران برخی کاستی‌های حوزه عمومی، به تقویت عاملیت، فردیت و قدرت جوانان یاری رسانده است. با چنین قدرت‌بخشی، تلفن همراه همچنان در چهارچوب تفاوت‌های جنسیتی و طبقاتی و نیز تفاوت‌های مربوط به بهره‌مندی از سرمایه اجتماعی عمل می‌کند.
کلیدواژگان

استقلال عمل؛ تلفن همراه؛ فراغت؛ فردگرایی؛ فرهنگ جوانان

 

متن کامل مقاله

انتشار کتاب حرف زدن از سکوت

حرف زدن از سکوت

كتاب حرف زدن از سكوت: جنسيت در آثار نويسندگان زن ايران را منتشر كردم

كتاب را مي توانيد از اينجا دانلود كنيد

دانلود كتابطرح روي جلد

آوانگاردهای روس و تولید رمان سرخ

كتاب الكترونيكي جديدي ebook را از سري كتابچه هاي آزاد منتشر كردم. عنوان آن آوانگاردهاي روس و توليد رمان سرخ است.

اين كتاب را از اينجا مي توانيد دانلود كنيد

جوانان، كارناوال انتخاباتي و سكسواليته

در رمان ۱۹۸۴ بعد از هماغوشی مخفیانه زن و مرد درباره کنترل سکسوالیته در دیکتاتوری صحبت می کنند. زن می گوید تو فکر می کنی اگر سکسوالیته ممنوع نبود فکر می کنی کدام انرژی توده های مردم را به مشارکت کنندگان فعال سیاست دیکتاتوری تبدیل می کرد. فکر می کنی کسی که در تختخوابش در رخوت هماغوشی به سقف زل زده را می توان به راحتی به هر نمایش سیاسی کاذبی کشاند؟ (نقل به مضمون است البته). دیکتاتوری سیاه کنونی به خوبی از فرمول های قدیمی استفاده می کند. خیل دختران و پسرانی که در فضای کارناوالی انتخابات ایرانی در خیابان ها و اجتماعات و صفحات اینترنتی با سر و صورت رنگ کرده و علائم و نشانه های کاندیداهای (جنایتکار) هرباره از سر و کول هم بالا می روند و پر شور و پرهیجان له یا علیه این یک یا آن یک سخن می گویند و یقه می درانند نشان می دهد که جمهوری اسلامی در مهندسی اجتماعی خود چندان ناموفق نیست. بله. متاسفانه کنسرت بهاره ای در کار نیست که دست پارتنر خود را کسی بگیرد و در شامگاهی در مه الکل و مستی با ريتم موسيقي پر هيجاني آن كس را كه مي خواهد به خود بفشارد و زير گوشش شعر ترانه را تكرار كند. بله. در جمع بودن و لذت بردن از صداها، خنده ها، بدن ها، نگاه ها و شعرها ممكن نيست. بي بهانه نمي توان تكاني به بدن داد، هيجاني به صدا، شوري به نگاه. سرمايه اسلامي همه را زير كنترل فاشيستي خود دارد. البته بسياري ناپرهيزي كرده اند و تكاني به خود داده اند. اما رد زخم را نيز كمتر كسي با خود ندارد. فحشي فلان جا. توهيني بهمان جا. تذكر لساني در آن خيابان. بازداشت موقت در اين ايستگاه مترو. زندانكي. عكسي با شماره اي آويخته از گردن. اما حكومت خدا اين انرژي كنترل شده را كاناليزه مي كند. بهره ي سياسي از انرژي سكسوئل براي تداوم سركوب و ديكتاتوري. ديكتاتوري؟ كيست كه اين همه جوان فعال در اين و آن كمپ انتخاباتي را نبيند. سلطه به ما مي نماياند كه سلطه اي در كار نيست. امكاناتي براي تغييييييير وجود دارد. و آن جامعه اي كه پژوهشگر-پارتيزان هايش مدعي اند تحت سلطه و بهره كشي مفرط قرار دارد، خود به زبان هاي مختلف از مشاركت خود سخن مي گويد. دختركان زيبارويي با موهاي رنگ گرده و افشان و با پارچه هاي سبزي بر دور مچ و ساعد خود براي تغيير در تلاشند. پسران و مردان جدي با نقل قول هاي سنگين به حضور در اين ميدان فراخوان مي دهند. به نظر مي آيد در سطح مرئي و آنچه به صورت روزمره تجربه مي كنيم شواهدي وجود دارد كه ما با يك ديكتاتوري روبرو نيستيم. پس به يك جنبش مقاومت مردمي براي سرنگوني ديكتاتور نيازي نيست. اين شواهد البته با بسياري از شواهد ديگر روزمره در تضاد است. اما همين تضادها به گيجي و بلاتكليفي سياسي دامن مي زند و ابتكار عمل جامعه را مختل مي كند. اما براي درك ماهيت يك پديده و از جمله يك رژيم سياسي بايست از سطح آگاهي روزمره عبور كرد و به تحليل علمي از آن پديده پرداخت. دستور كاري كه همچنان گشوده است. من در اينجا فقط مي خواهم اشاره اي كنم به يكي از جامعه شناسان اوليه يعني پاره تو. و اين تز او كه معتقد بود كنش هاي اجتماعي مردمان داراي دو سطح است. توجيهات و ته نشست ها. جوانان براي شركت در كارناوال انتخاباتي كنوني توجيهات فراواني سرهم بندي مي كنند. اما آنچه در زير اين كنش ها قرار دارد، امري متضاد است. آنها به نام آزادي بيشتر به ميدان آمده اند اما در واقع اين سركوب آنان است كه رشته هاي بازيگرداني آنان را در دست دارد. سرمايه اسلامي تنها كار افزونه را تصاحب نمي كند تا در راستاي منافعش سرمايه گذاري كند. سرمايه اسلامي بر سكسواليته نيز چنگ انداخته و آن را در آنجايي كه به نفع حاكميت سركوبگرش است به كار مي گيرد. اين شورمندي ها ناشي از حياتي بودن مجادلات چهار چهره ي متفاوت ديكتاتوري نيست. اين شورمندي ها ناشي از گذازه هاي حيات بخش جان هاي افراد جامعه است. آن روزي كه جامعه منبع راستين شورمندي خود را بداند، ديكتاتورها به موجودات رقت انگيز سرگرم كننده اي بدل خواهند شد كه در باغ وحش جامعه ي آزاد آينده در آرزوي آنند كه توسط كودكان بيشتري براي تماشا انتخاب شوند.

دو کتاب الکترونیکی منتشر کرده ام که می توانید آنها را از آدرس های زیر دانلود کنید.

کتاب نخست ترجمه "دو تعریف از سوسیالیسم" نوشته هال دریپر است. و دومی، دوزخ اما سرد (تفسیر فردریک جیمسن از پسامدرنیسم) است که نوشته ایرا چرنوس است. این دو کتاب بخشی از پروژه وسیع تری با نام کتابچه های آزاد هستند که به انتشار آثاری با حجم ۱۰ تا ۳۰ هزار کلمه ای اختصاص دارند.

برای دانلود دو تعریف از سوسیالیسم از این لینک می توانید استفاده کنید.

برای دانلود دوزخ اما سرد از این لینک استفاده کنید.

توضیح اینکه پس از باز شدن صفحه، شما باید گزینه free user را انتخاب کرده و پس از انتظاری کمتر از یک دقیقه، به شما اجازه دانلود فایل داده خواهد شد.

 

دربازه جنبش دانشجویی چپ

زمانی که تک برگی نشریه دانشجویی پیشاهنگ مقاله ای منتشر کرد با نام چپ رادیکال در برابر چپ فرهنگی، چپ جوان دانشجویی مرحله مهمی در رشد نظری و پراتیک خود را گذراند. پیش از آن و در نخستین مرحله برآمد مجدد چپ در دانشگاه ها، مجموعه ناهمگون و نا بالغی از اندیشه های سوسیال دموکراتیک، آنارشیستی، کمونیستی، چپ گرایی شریعتی گرا، ملی مذهبی های سوسیالیست و غیره در ابتدای راه دشوار شکل گیری نظری و اجتماعی در فضاهای دانشگاهی در هم آمیخته بودند و فقر خاکی که در سیلاب دهه شصت شسته شده بود، بضاعت نهال های تازه رسته را محدود کرده بود. ادبیاتی آرمان خواه، اما پریشان در راهبرد و اندیشه، در کج و پیچ دانشکده ها و پاتوق ها دست به دست می شد و چپ آرام آرام پیش می آمد. رشد یافتگی بیشتر چپ جوان اما دو مسیر منفک تاریخی چپ را در جبهه چپ رویاروی داشت. سوسیال دموکراسی و کمونیسم. عدالت اجتماعی از طریق موعظه و عدالت اجتماعی از طریق عمل جمعی. مصالحه با طبقات حاکم و یا ستیز با طبقات حاکم. یا آنگونه که در آن زمان نام گرفت: چپ فرهنگی و چپ رادیکال. چپ فرهنگی ماند تا در جبهه اصلاح طلبی بماند و تئوری هایش را دقیق تر کند و خدمات نظری مناسب را برای بخش های تحول طلب طبقات حاکم ارائه کند. چپ رادیکال اما تئوری تحلیل و تغییر کلیت را بر گزید، از خاطره نویسی و یادنامه ها گسست تا کنش اجتماعی طبقاتی چپ را در بستر تحولات روز جامعه پیش گیرد و دگرگونی ریشه ای وضع موجود را هدف خود را برگزیند.

رادیکالیسم باز رسته اما در این مرحله از رشد و فعالیت خود با معضلی بزرگ روبرو بود: فقدان تجربه سیاسی. امر سیاسی نزدیک به  سه دهه در چنگال انحصارات طبقاتی مذهبی معینی بود و اکثریت جامعه، محروم از حوزه سیاسی، محکوم به زندگی روزمره تسلیم و سکوت بودند. گسترش حوزه مداخله گری چپ از امر انتشاراتی و فرهنگی و تاریخ نویسی به امر سیاسی، که وجه مشخصه چپ رادیکال بود، در چنین زمینه ای راه گشود. ساخت تجربه سیاسی، جز از دیالکتیک رجوع مداوم به امر فرهنگی و تاریخی امکان پذیر نیست. در این مرحله رادیکالیسم دگرگون خواه در کنار شبه رادیکالیسم جغجغه نواز، در مسیر رشد بود. گذار راهگشای بخش ستیزنده ی جنبش دانشجویی از ایده آلیسم اخلاقی به مارکسیسم، و خط کمونیستی تعیین کننده چپ رادیکال، هنوز خود به نگاه ایده آلیستی به مارکسیسم آغشته بود. میان مفهوم کمونیسم به معنای پروژه جمعی سوژه های تولیدگر جامعه برای خود رهایی و کمونیسم به مثابه گزینه ای میان دیگر گزینه های بازاریابی شده در فروشگاه سیاست، میان مارکسیسم به مثابه علم، و مارکسیسم به مثابه نام تجاری و برخی موارد دیگر تفکیک نظری و عملی رخ نداده بود. بیانیه خط بازسازی تعیین کننده گذر کیفی دیگری است در فرآیند رشد چپ بازرسته ی ایران. گذاری که دور جدیدی از دستاوردهای نظری و پراتیک را به همراه خواهد داشت و این جنبش جوان را از آستانه بلوغ سیاسی عبور می دهد.

 

 

بازنمایی میل جنسی در آثار رمان نویسان زن ایران

این مطلب بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد من در رشته مطالعات فرهنگی است که عنوان آن بود سیاست های بازنمایی: جنسیت در آثار رمان نویسان زن ایران. مقاله ای از این تحقیق در فصلنامه نقد ادبی شماره اول منتشر شده است.

 

تصویر حذف شده، سانسور و سکوت

نوشتن برای زنان رمان نویس ایران به معنای به بیان درآمدن امیال جنسی زنان نیست. با وجود آنکه در غرب نوشتن زنان با تلاش برای رهایی جنسی همراه بود اما در آثار مورد بررسی در این پژوهش به طور معنا داری با غیاب هرگونه میل جنسی زنان روبروییم. زنان قهرمان رمان که اغلب داستان از زبان آنان روایت می شود در فاصله های تنهایی خود با شریک جنسی خود خاموش اند. سکوت و سپیدی صفحات جای بیان تمایلات و رفتارهای جنسی آنان را گرفته است. میل جنسی (sexuality) به طور برابر در زمان های عامه پسند، متعالی و بینابینی سرکوب شده است. آنان اگر چه در بسیاری از موارد زنانی معمولی و درگیر زندگی روزمره در آشپزخانه ها و مهمانی ها و خیابان ها تصویر شده اند اما اتاق خواب آنها همواره از چشم خواننده پنهان است. تماس جسمانی میان زن و مرد در هر سه نوع رمان ها که ایدئولوژی های جنسیتی متفاوتی را در خود دارند، امری تصویر نشده و سانسور شده باقی می ماند.

در رمان پری سا، در بخشی از رمان بچه ها به خانه مادربزرگ رفته اند. پرشید و همسرش عماد تنها در خانه اند. شب هنگام پرشید در حال نوشتن در اتاق کار خود است. عماد سر می رسد:

« در اتاق را تا نیمه باز می کند و این بار فقط می گوید: بیا. این لحن و این نگاهش را        می شناسم، اگر چه سالها ست که دیر به دیر پیدایش می شود. کاش بچه ها را نبرده بودم خانه مادرش، شب بهانه ای داشتم و پیش آنها می خوابیدم. می گویم: بذار این چند خط را بنویسم که نماند برای فردا.»

 

ادامه نوشته

دو مقاله جدید

شماره جدید فصلنامه سامان نو منتشر شده است. در این شماره دو ترجمه دارم. یکی درباره ی ایده های فردریک جیمسن است و دیگری بخش دوم صداهای مختلف در تاریخ فرهنگی مطالعات فرهنگی. این شماره حاوی مقالات مهم و جالب توجه زیادی است. همچنین ضمیمه این شماره روزشمار وقایع انقلاب ۵۷ است که برای هر علاقه مند و پژوهشگری که به انقلاب علاقه مند است فرصتی را برای مرور و کنکاش فراهم می آورد. سامان نو را در این آدرس می توانید دانلود کنید:

http://www.saamaan-no.org

کوتاه

هوشنگ ماهرویان محقق است. به کتاب ها و اسناد دسترسی خوبی دارد و همچون یک پژوهشگر حرفه ای در همه جا می نویسد. اگر فرهنگ توسعه منتشر نشود نقادی از چپ را در اعتماد ملی ادامه می دهد. یگانه متفکر تنهایش را شنیده اید احتمالا. مصطفی شعاعیان را می گوید. ماهرویان شعاعیان را برگزیده تا تسویه حسابی بنیادین با چپ کند. شعاعیان ضد لنینسم است. ماهرویان این نکته را برجسته می کند. اما شرف می خواهد تشریح موضع ضد لنینیستی شعاعیان. یک پژوهشگر حرفه ای اما انسان مدرنی است که سنجیده برمی گزیند. به کرات به کتاب شورش اثر شعاعیان اشاره می شود. اما محتوای اثر رازآلود باقی می ماند. ماهرویان می داند که کمتر کسی به این کتاب دسترسی دارد. پس هراس چندانی از بنا کردن عمارتی بر آب ندارد. ماهرویان قلمش را می تازاند. در زمین سوخته ای که قلم بدستان را شمع آجین کرده اند. او کمونیست ها را سخاوتمندانه نقادی می کند. در زمینی که ... یک پژوهشگر به حقیقت پایبند است. اما پژوهشگر حرفه ای در جامعه طبقاتی به معیارهایی دیگر پایبند است. اما حقیقت هیچگاه نابود نمی شود محقق. نسخه هایی از کتاب شورش اینجا و آنجا پیدا می شود. به جز شما کسان دیگر نیز هستند که لوکاچ و آلتوسر را خوانده اند. مبارزه طبقاتی علیرغم هرمنوتیک شما جاری است. درست است. ماشین کشتار طبقه حاکم زمین بازی را به نفع شما چیده است. عجیب است که از فقدان دموکراسی و رواداری در میان چپ ایرانی دم می زنید. جالب می بود اگر امکان سخن گفتنی که برای شما مهیا است برای چپ ایرانی ( همان تباری که شما نقاد شجاع قلب آن در دیکتاتوری امروزی هستید) نیز مهیا بود. آنزمان معنای استدلالات علمی شما را بیشتر می فهمیدیم. درباره ی شعاعیان حتمن کار مفصلی خواهم نوشت اما فعلن این را بگویم که ارکستر عظیمی به نقادی از چریک های فدایی خلق (تا جانباختن حمید اشرف) سازهای خود را کوک کرده و همنواز شده. هیچ حرکت و جریانی فارغ از تعینات تاریخی و اجتماعی خود نیست. آن حرکت نیز. اما هیچ نقدی غیر سیاسی نیست. و سیاست کشتیبانان گفتمان سلطه امروز بر سر این مسأله واحد است. سیاست ضدهژمونیک و مقاومت بایست این مسأله را مطرح کند: مارکسیست های ایرانی دهه ۵۰ برای پیکار طبقاتی امروز جامعه چه دارند؟ این پرسش افکنی معطوف به حقیقت است، و در سویه ی سرکوب شدگان می پژوهد.

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز

...