دیوید هاروی که نزدیک به چهار دهه تدریس کتاب کاپیتال مارکس را در کارنامه خود دارد سه سال پیش یک دوره از کلاس های کاپیتال خوانی خود را به صورت ویدیویی و آنلاین در اختیار همگان قرار داد. انتشارات معتبر ورسو از هاروی می خواهد که این دوره را به صورت کتابی تدوین کند. این کتاب امسال منتشر شده است و من تلاش دارم با ترجمه آن به فارسی به ترویج کاپیتال خوانی کمکی کوچک کرده باشم. ترجمه مقدمه این کتاب را که برای نخستین بار در فصلنامه سامان نو منتشر شد در این وبلاگ نیز منتشر می کنم. شماره اخیر سامان نو را که حاوی مقالاتی غنی در زیر چتر پژوهش های سوسیالیستی است را می توانید از این آدرس دانلود کنید

فصلنامه سامان نو

 

مقدمه بر راهنمای سرمایه ی مارکس
دیوید هاروی
ترجمه وحید ولی زاده


هدف من راهنمایی شما در مطالعه ی کتابی از مارکس است که سرمایه، جلد اول نام دارد، به گونه ای که این کتاب را بر طبق معیارهای خود مارکس بخوانید.1 ممکن است این گفته کمی مضحک به نظر آید چرا که اگر هنوز این کتاب را نخوانده اید احتمالا نمی توانید بدانید که معیارهای مارکس چیستند. اما می توانم به شما اطمینان دهم که یکی از معیارهای او خواندن و به دقت خواندن است. آموزش واقعی همیشه شامل تلاشی برای فهم ناشناخته هاست. اگر قبلا فصول مربوطه را خوانده باشید، خوانش من از سرمایه که در کتاب حاضر ارائه شده است آنها را بیشتر روشن خواهد کرد. من می خواهم که شما را ترغیب کنم مواجهه ی شخصی خود را با این کتاب داشته باشید، و از طریق جدال بی واسطه با متن مارکس،  فهم خود از اندیشه ی او را شکل دهید.
این نکته دشواری بلادرنگی را به پیش می کشد. هرکسی چیزی درباره ی مارکس یا اصطلاحاتی چون «مارکسیسم» و «مارکسیستی» شنیده است و همه نوع معانی تلویحی ای با این اصطلاحات به ذهن می آید. درنتیجه برای شروع شما گرفتار پیش فرض ها و پیش داوری هایی هستید، مثبت یا منفی. اما نخست از شما می خواهم که تا جایی که می توانید تلاش کنید که تمام چیزهایی را که فکر می کنید درباره ی مارکس می دانید را کنار بگذارید تا بتوانید با آنچه او واقعا بیان کرده است روبرو شوید.
موانع دیگری نیز در برابر دستیابی به این نوع مواجهه ی بی واسطه وجود دارند. برای مثال ما در رویکرد به چنین متنی گرفتار شیوه ی شکل بندی فکری ویژه و تاریخ های تجربی خود هستیم. برای بسیاری از دانشجویان این شکل بندی های فکری متأثر از دغدغه ها و ملاحظات دانشگاهی است، اگر نگوییم تحت اداره ی آنها است. گرایشی طبیعی به خوانش مارکس از یک نظرگاه رشته ای بسته و ویژه وجود دارد. مارکس خود هرگز در هیچ رشته ای در دانشگاه اشتغال نداشت و تاکنون اغلب دانشکده ها رغبتی به پذیرش وی در میان خود ندارند. پس اگر شما دانشجو هستید و می خواهید مارکس را به درستی بخوانید، بهتر است آنچه را که مدرسین شما در رشته خود به شما خواهند گفت فراموش کنید، البته نه کلا اما حداقل به منظور خواندن مارکس. خلاصه کنم، تشخیص آنچه او می گوید، ورای آنچه ممکن است صرفا از طریق رشته دانشگاهی خاص خود، شکل بندی فکری تان، و حتی مهمتر از همه تاریخ تجربی خود (خواه به عنوان یک کارگر یا سازمانده اجتماعی و یا کارآفرین سرمایه دار) بفمید، تلاش سترگی را از جانب شما می طلبد.