نقد مارکسیستی پسامارکسیسم
این مقاله را دوستی نادیده و عزیز برای ترجمه در اختیار من گذارد و در بستر جدال های کنونی طبقاتی در ایران ترجمه آن را ضروری یافتم. این مقاله در شماره ی دوم فصلنامه سامان نو و با نام مستعاری برای مترجم منتشر شد.
ما و مارکسیسم
ما و مارکسیسم
چپ رادیکال در دانشگاه ها به این دلیل از جبهه ی به ظاهر چپ موجود در دانشگاه ها متمایز شد که معتقد بود و در عمل نشان می داد که نقد نظری وضعیت موجود را بایست به نقد عملی وضع موجود پیوند داد. حلقه های مطالعاتی و همایش ها و سمینارهای مختلف با مضامین چپ گرایانه، ضد جهانی سازی نوع آمریکایی، بدیل های سرمایه داری و غیره ( از نوع ائتلاف رُستایی ) تا زمانی که به کنش های مشخص و معین سیاسی و اجتماعی پیوند نخورد، هیچ گونه محتوای معین طبقاتی نخواهد یافت و صرفا به بازسازی های روشنفکری در منتهی الیه چپ بورژوازی بدل خواهد شد. چپ رادیکال، چپ را از کنج اتاق های دربسته و سالن های محفوظ به عرصه های عمومی کشاند، به سرسراها، محیط های باز دانشگاهی، و به خیابان ها. از 16 آذرهای جلوی دانشکده ی فنی و حقوق تهران تا خیابان های شهر ( از تجمع سر در روزنامه شرق گرفته تا پارک لاله ی 8 مارس و 22 خرداد 84 و هر امکان کوچک دیگری که یافت ). آنچه این تمایز را امکان پذیر کرد مارکسیسم بود. آموزه ای که حاوی پیوند ناگسستنی نظریه و عمل بود و پرچم آن از همان ابتدای شکل گیری چپ رادیکال و با آغازی دوباره از مارکس، انگلس و لنین برافراشته شد.
صداهای مختلف در مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام
صداهای مختلف در تاریخ فکری مرکز مطالعات فرهنگی
نویسنده: اچ جوزف کارنیه
برگردان: وحید ولی زاده
استوارت هال، مدیر مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در فاصله سالهای 1969 تا 1979 در مقالهای مشهور مینویسد: «در مطالعات فرهنگی چیزی محل بحث وجود دارد که من فکر می-کنم در مورد بسیاری از کردارهای انتقادی و روشنفکری مهم دیگر مصداق ندارد. در اینجا میتوان تنشی میان امتناع از محصورکردن این رشته از یک طرف، و در همان حال، مشخص-کردن برخی مواضع درون آن و استدلال در جهت آنها را مشاهده کرد. این تنشی است که ... »1 منظور هال از این جملهی مرموز و پربار چیست؟ آیا کشف منظور هال به شناخت "مطالعات فرهنگی بریتانیا" به عنوان گفتمانی فکری کمک میکند؟ به منظور پاسخ به این پرسشها ما در وهلهی اول بایست به مربوطترین و مبرمترین پرسش بپردازیم. مطالعات فرهنگی چیست؟ مشخصا متفکرانی همچون هال وادار شدهاند از نظرگاهی تئوریک و در تلاش برای تعریف این حوزهی گفتمانی که در آن مشغول فعالیتاند به کرات و به شیوههای مختلف این پرسش را طرح و به آن پاسخ گویند. با اینحال تنها در سالهای اخیر است که از منظری تاریخی میتوان به طرح این پرسش و پاسخ به آن پرداخت.
ريشههاي مطالعات فرهنگي بريتانيا به تأسيس مرکز مطالعات فرهنگي معاصر (CCCS) در سال 1964 به عنوان يک مؤسسهی تحقيقاتي تحصيلات تکميلي در دانشگاه بيرمنگام بازميگردد. در حقيقت تکوين فکري مطالعات فرهنگي بريتانيا با تاريخ فکري اين مرکز درآميخته است.......