نقد مارکسیستی پسامارکسیسم

ادامه ی مقاله ی نقد مارکسیستی پسامارکسیم

ادامه نوشته

نقد مارکسیستی پسامارکسیسم

بخش قابل توجهی از متخصصین و تکنسین های پروژه های دست راستی چه از جانب طبقات حاکم بر ایران و چه از جانب اپوزیسیون بورژوایی حاکمیت خود در در هاله ای از ادبیات و مفاهیم به ظاهر چپ گرایانه از نوع روزآمد آن پنهان کرده اند. طیف های به ظاهر چپ در طرح هایی همچون کمپین یک میلیون امضا و یا شورای ملی صلح چهره هایی نا آشنا نیستند. پیامد موج های نظری ساخته و پرداخته شده توسط مراکز انحصاری تولید و توزیع ایده ها ذیل پساساختارگرایی و جنبش گسترده ی ضد جهانی سازی  قایق های کوچک و بزرگ ضد انقلاب اسلامی و آمریکایی بادبان های خود را برای فتح ثروت اجتماعی گشوده اند. جامعه شناسی فوکوییزه شده در کتاب های کچوئیان و مباحث بسیجی های لاغر اندام امروز کتابخوان و فردا قصاب همانقدر حضور پر رنگی دارد که نزد محافل فمینیست های جسور و با اعتماد به نفس بورژوایی. اما تاریخ ما بی گمان بی پایان است. و شروع های دوباره ی چپ دوباره با شکافتن موج های کف آلود نظریه همراه است.

این مقاله را دوستی نادیده و عزیز برای ترجمه در اختیار من گذارد و در بستر جدال های کنونی طبقاتی در ایران ترجمه آن را ضروری یافتم. این مقاله در شماره ی دوم فصلنامه سامان نو و با نام مستعاری برای مترجم منتشر شد.

ادامه نوشته

ما و مارکسیسم

توضیح: این مقاله نخستین بار در خبرنامه رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب www.azady-barabary.org منتشر شد.

ما و مارکسیسم

چپ رادیکال در دانشگاه ها به این دلیل از جبهه ی به ظاهر چپ موجود در دانشگاه ها متمایز شد که معتقد بود و در عمل نشان می داد که نقد نظری وضعیت موجود را بایست به نقد عملی وضع موجود پیوند داد. حلقه های مطالعاتی و همایش ها و سمینارهای مختلف با مضامین چپ گرایانه، ضد جهانی سازی نوع آمریکایی، بدیل های سرمایه داری و غیره ( از نوع ائتلاف رُستایی ) تا زمانی که به کنش های مشخص و معین سیاسی و اجتماعی پیوند نخورد، هیچ گونه محتوای معین طبقاتی نخواهد یافت و صرفا به بازسازی های روشنفکری در منتهی الیه چپ بورژوازی بدل خواهد شد. چپ رادیکال، چپ را از کنج اتاق های دربسته و سالن های محفوظ به عرصه های عمومی کشاند، به سرسراها، محیط های باز دانشگاهی، و به خیابان ها. از 16 آذرهای جلوی دانشکده ی فنی و حقوق تهران تا خیابان های شهر ( از تجمع سر در روزنامه شرق گرفته تا پارک لاله ی 8 مارس و 22 خرداد 84 و هر امکان کوچک دیگری که یافت ). آنچه این تمایز را امکان پذیر کرد مارکسیسم بود. آموزه ای که حاوی پیوند ناگسستنی نظریه و عمل بود و پرچم آن از همان ابتدای شکل گیری چپ رادیکال و با آغازی دوباره از مارکس، انگلس و لنین برافراشته شد.

 

ادامه نوشته

صداهای مختلف در مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام

نوشته زیر بخش نخست مقاله ای است از کارنیه که به مکالمه ی صداهای مختلف در طول تاریخ فکری مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام می پردازد. ایم مطلب را برای انتشار در فصلنامه ی پژوهش های سوسیالیستی سامان نو ترجمه کرده ام. سامان نو بخشی از جنبش در حال رشد سوسیالیستی ایران است که بسیاری از پژوهشگران، نویسندگان و مترجمان چپگرای ایرانی و غیر ایرانی را به یکدیگر پیوند زده و مشارکت در بازسازی نظری چپ و مداخله نظری در فضای فکر جامعه را در دستور کار خود قرار داده است. برای دسترسی به این فصلنامه اینترنتی به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.saamaan-no.org/

صداهای مختلف در تاریخ فکری مرکز مطالعات فرهنگی

 

نویسنده: اچ جوزف کارنیه

برگردان: وحید ولی زاده

 

استوارت هال، مدیر مرکز مطالعات فرهنگی معاصر در فاصله سالهای 1969 تا 1979 در مقاله‌ای مشهور می‌نویسد: «در مطالعات فرهنگی چیزی محل بحث وجود دارد که من فکر می-کنم در مورد بسیاری از کردارهای انتقادی و روشنفکری مهم دیگر مصداق ندارد. در اینجا می‌توان تنشی میان امتناع از محصورکردن این رشته از یک طرف، و در همان حال، مشخص-کردن برخی مواضع درون آن و استدلال در جهت آنها را مشاهده کرد. این تنشی است که ... »1 منظور هال از این جمله‌ی مرموز و پربار چیست؟ آیا کشف منظور هال به شناخت "مطالعات فرهنگی بریتانیا" به عنوان گفتمانی فکری کمک می‌کند؟ به منظور پاسخ به این پرسش‌ها ما در وهله‌ی اول بایست به مربوط‌ترین و مبرم‌ترین پرسش بپردازیم. مطالعات فرهنگی چیست؟ مشخصا متفکرانی همچون هال وادار شده‌اند از نظرگاهی تئوریک  و در تلاش برای تعریف این حوزه‌ی گفتمانی که در آن مشغول فعالیت‌اند به کرات و به شیوه‌های مختلف این پرسش را طرح و به آن پاسخ گویند. با اینحال تنها در سالهای اخیر است که از منظری تاریخی می‌توان به طرح این پرسش و پاسخ به آن پرداخت.

ريشه‌هاي مطالعات فرهنگي بريتانيا به تأسيس مرکز مطالعات فرهنگي معاصر (CCCS) در سال 1964 به عنوان يک مؤسسه‌ی تحقيقاتي تحصيلات تکميلي در دانشگاه بيرمنگام بازمي‌گردد. در حقيقت تکوين فکري مطالعات فرهنگي بريتانيا با تاريخ فکري اين مرکز درآميخته است.......

 

ادامه نوشته