خانواده در فاز نمایشی آن
« خانواده در فاز نمایشی آن »
وحید جان مقاله تو و انتقادات دوست عزیزمان سارا را خواندم و اگر نظر مرا می خواهی می توانم آن را به صورت زیر خلاصه کنم :
سارا می گوید که" اتومبیل سواری زنان اقشار و لایه های متوسط و کارگر به خودی خود تغییر و تحول محسوسی در حوزه زندگی آنها پدید نخواهد آورد. اما با چه استدلالی ؟ این استدلال شاید این باشد :
1/ پدیده فرهنگی و روبنایی ِ برخورداری زنان از موقعیت " راننده " ای که مشخصا مردانه رمزگذاری شده است از "زیربنای" مادی و روابط اجتماعی به هم تنیده ی" این پدیده فرهنگی گسسته نیست .
2/ اتومبیل شخصی نتیجه ناعقلانیت های تولیدی نظام سرمایه داری در زمینه حمل و نقل است که منجر به نابودی طبیعت ، بحران در سوخت های فسیلی و ترافیک و ... خواهد شد . ( چیزی که انکار ناپذیر است . عقلانیت تولیدی حکم می کند که از وسایل حمل ونقل عمومی استفاده شود .)
اما از این دو نتیجه گرفته نمی شود که "اتومبیل سواری برای زنان کارگر تغییر و تحول محسوسی در زندگی آنها ایجاد نمی کند" بلکه باید نتیجه گرفت که "اتومبیل سواری برای زنان کارگر ناعقلانیت های منتج شده از تولید اتومبیل سواری را نفی و نابود نمی کند. و این ناعقلانیت همچنان در استفاده از اتومبیل شخصی چه زنان و چه مردان موجود است" .
اما مگر وحید در مقاله خود چنین ادعایی کرده است ؟ آیا وحید ادعا کرده است که کسب موقعیت راننده برای زنان، ناعقلانیت های موجود در استفاده از خود اتومبیل شخصی را رفع می کند؟ یا این توجیهی برای استفاده از اتومبیل شخصی است ؟ بنابراین در استدلال سارا گرچه دو بند اول او درست است اما نتیجه گیری اش از نظر استدلالی اشتباه است. آیا چون پدیده های فرهنگی و روبنایی نظام سرمایه داری، ناعقلانیت زیربنایی آنرا منعکس می کنند باید نتیجه گرفت که امکان هیچ گشایش و رهایی بخشی و یا تغییر وتحولی در این پدیده ها وجود ندارد و به خودی خود فاقد توانایی لازم برای جدا شدن از زمینه های ناعقلانی آن است؟ اتفاقا کاملا برعکس این پدیده ها با انعکاس تضادهای ساختاری در درون خود، آگاهی از این تضادها و آلترناتیوهای خود را تولید می کنند. همچنان که آگاهی پرولتاریا و حتی موجودیت او با انعکاس همین تضادهای ساختاری در معیشت او شکل می گیرد. مشخصا کار آسانی است که همه پیچیدگی های مناسبات فرهنگی را به ناعقلانیت نظام سرمایه داری ربط دهیم. اما کار دشواری است که از این پیچیدگی های روبنایی، استراتژی ها و امکان هایی برای به آگاهی در آوردن موقعیت خودمان فراهم آوریم.
اما جدا از این نقد ، سئوال همچنان برجای خود باقی است که آیا کسب موقعیت مشخصا مردانه رمزگذاری شده "راننده" برای زنان، آیا ایجاد یک فضای نیمه خصوصی عاری از تعرض، موجب آزادی و اختیار عمل بیشتر زنان خواهد شد؟ از نقطه نظر یک نقد فمینیستی کسب موقعیت مسلط "مرد" توسط زن هیچ ارتباطی به آزادی زنان ندارد و در این مورد نیز رانندگی زنان، هنجارهای جنسیتی شده حاکم بر فضای عمومی را به چالش نخواهد کشاند. تحلیل وحید همچنان که دوست دیگری به نام" آرا" اشاره کرد از ایجاد چنین فضای امنی برای زنان استقبال می کند. در حالی که به خوبی می دانیم واژه امنیت و مصونیت برای زنان چگونه توسط گفتمان غالب برای توجیه حجاب استفاده می شود. اما رویکرد وحید چون توجه ما را به سمت امکان های رهایی بخش این موقعیت جدید (؟)زنان جلب می کند ، بی تعارف ارزشمند است. در واقع هنر ما این است که از آنچه به ظاهر کاملا عادی و کارکردی به نظر می رسد امکان هایی برای نقد هنجارهای حاکم باز کنیم. برای مثال پورنوگرافی محصول نظام سرمایه داری است و هدف کارکردی آن کاملا ارتجاعی است یعنی استثمار شدن زنان به خاطر گیز مصرف گرا که سرمایه داری آن را پیش فرض می گیرد. اما آیا از همین تصاویر و نمایش ها همچنان که رشدی می گوید نمی توان امکان هایی برای مبارزه با سرکوب جنسی یافت؟
اما وحید جان اگر نظر شخصی مرا نسبت به اتومبیل بخواهی به نظر من آنچه تو حضور زنان در موقعیتی نسبتا آزاد و مسلط می دانی به نظر من چیزی جز حضور خانواده در فاز نمایشی آن برای فتح حوزه عمومی نیست. «امین قضایی»