برای همه شما
برای همه شما
امروز شعری را باز می نویسم که در دومین کتاب شعرم « من قدرت کلمات را می شناسم » چاپ کرده بودم. پروسه گذر از نثر به شعر آغاز شده است و کلمات متحرک در قید و بند قواعد و رویه های انضباطی نخواهند ماند:
نور منکسر از شیشه ها زخم خورده می تابد
و کنار تو را روشن می کند
کف سیمانی دیوارهای سیمانی اندک اندک ظاهر می شوند
ناگهان دستخط تو زیبا می شود
و نگاه مضطرب نشانه فاجعه می شود
باید برای تنفس هوای مانده تحمل ناپذیر شده باشد
که هوای شکل های تازه جهان
از بدن های شکنجه شده
منتشر شده است
باید سکوت از سلول ها به حرف آمده باشد
که ترنم شعری بر لب
آغاز می شود
تلألؤ نامی در نور
شیشه را خط می اندازد
و شکسته که بیرون می تابد از آنسوی
کنار مرا روشن می کند
اندک اندک دیده می شود آنچه در تاریکی دیده نمی شد
و کلمات شعر روشن می شوند
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶ ساعت 22:10 توسط وحید ولی زاده
|