تز پنجم- در کشورهایی که ارتجاع بنیادگرایی اسلامی قادر بوده به جنبشی توده ای بدل شود و اکنون بادها بر وفق مراد آنها می وزد، نیروی کار شامل بخش نسبتا بزرگی از طبقات متوسط، بر طبق تعریف مانیفست کمونیست، است: یعنی تولید کنندگان، مغازه دارن، صنعتگران و دهقانان. با این وجود هرگونه طغیان بنیادگرایی اسلامی نه تنها قشرهای کمتر یا بیشتری از این طبقات متوسط را بسیج می کند بلکه همچنین قشرهایی از دیگر طبقات را جدیدا توسط این طبقات متوسط و تحت تأثیر انباشت اولیه سرمایه داری و فقیر سازی تولید شده اند را نیز به حرکت در می آورد. درنتیجه بخش هایی از پرولتاریا که پرولتریزه شدن آنها بسیار متأخر است، و بیش از همه تمام بخش های فرعی پرولتاریا را که سرمایه داری آنها را از سطح قبلی خرده بورژوایی به زیر کشیده است، به طور خاص پذیرای تبلیغات بنیادگرایی و مستعد فرو افتادن در دام آن اند. این پایه اجتماعی بنیادگرایی اسلامی است، پایه ی توده ای آن. اما این پایه حافظ طبیعی ارتجاع مذهبی نیست، به آن شیوه ای که بورژوازی با برنامه ی خود مرتبط است. هرچقدر هم احساسات مذهبی در میان توده ها نیرومند باشد، حتی اگز مذهب مورد نظر اسلام باشد، باز هم جهشی کیفی از به اشتراک گذاردن این احساسات تا نگریستن به مذهب به مثابه یک اتوپیای این جهانی وجود دارد. به منظور تبدیل دوباره افیون توده ها به محرکی مؤثر در این عصر اتوماسیون، مردم بایست حقیقتا هیچ گزینه ی دیگری به جز پناه بردن به مرحمت الهی نداشته باشند. حداقل در مورد اسلام می توان گفت که ربط بلاواسطه ی آن چندان مشهود نیست.

در حقیقت بنیادگرایی اسلامی بیش تر از آنکه راه حل نشان دهد، مسأله ایجاد می کند. اگر چه قوانین اسلامی چندین قرن جوان تر از قوانین رومی هستند اما توسط جامعه ای به مراتب عقب افتاده تر از روم باستان ایجاد شده اند. ( قرآن به شدت متأثر از تورات است، درست همانطور که شیوه ی زندگی اعراب نسبتا مشابه شیوه زندگی عبری ها بوده است ) . و علاوه بر مشکل روزآمد کردن قوانین مدنی متعلق به سیزده قرن قبل، مشکل تکمیل کردن آنها نیز وجود دارد. به بیان دیگر، راست کیش ترین بنیادگرایان مسلمان صرفا از طریق چرخش های تفسیرهای قادر به پاسخگویی به مسائل منتج از جامعه مدرن نیستند مگر اینکه این چرخش ها کاملا دلبخواهی صورت گیرد و درنتیجه به منبعی برای عدم توافقات بی پایان میان مفسران تبدیل شود. هسته مذهب اسلام، که تمام مسلمانان بر آن توافق دارند، به هیچ وجه جوابگوی نیازهای مادی فشار آور خرده بورژوازی نیست، کاملا مستقل از اینکه آیا جوابگوی نیازهای معنوی آنها است یا خیر. بنیادگرایی اسلامی فی نفسه به هیچ وجه مناسب ترین برنامه برای جوابگویی به خواست های آن لایه های اجتماعی که به آن پناه می برند نیست.