یازده تز درباره تجدید حیات بنیادگرایی اسلامی
تز ششم- پایه اجتماعی توصیف شده در بالا در مورد تغیر سیاسی آن قابل توجه است. نقل قول فوق از مانیفست کمونیست نگرش ثابتی را به طبقات متوسط نسبت نمی دهد بلکه صرفا نشانگر محتوای واقعی پیکار آنها علیه بورژوازی است، هنگامی که چنین پیکاری وجود دارد و آنها علیه بورژوازی بسیج می شوند. طبقات متوسط پیش از پیکار علیه بورژوازی، متحدان بورژوازی در مبارزه علیه فئودالیسم بودند، پیش از آنکه تلاش کنند مسیر تاریخ را که در پیشرفت آن سهم داشتند به عقب بازگردانند.
طبقات متوسط در وهله ی نخست و پیش از هر چیز پایه ی اجتماعی انقلاب دموکراتیک و مبارزات ملی هستند. در جوامع عقب افتاده و وابسته، همچون جوامع اسلامی، طبقات متوسط هنوز نیز این نقش را ایفا می کنند چرا که وظایف انقلاب دموکراتیک و ملی هنوز کمابیش ناتمام و در دستور کار است. آنها هواداران پرشور هر رهبری بورژوایی ( حتی بیش از هر رهبری خرده بورژوایی ) هستند که برای این وظایف پیکار می کند. طبقات متوسط پایه ی اجتماعی بناپارتیسم بورژوازی در حال اوجگیری اند، آنها در واقع پایه اجتماعی تمام انواع بناپارتیسم بورژوایی اند. درنتیجه تنها زمانی که بخش های بزرگی از طبقات متوسط روی پای خود می ایستند و مسیری دیگر را در پیش می گیرند زمانی است که رهبری بورژوایی یا خرده بورژوایی که با وظایف ملی و دموکراتی روبه رویند با محدودیت خود مواجه می شوند و اعتبار خود را از دست می دهند.
البته تا زمانی که به نظر می رسد سرمایه داری به طور فزاینده ای دورنمای صعود اجتماعی را برای طبقات متوسط تأمین می کند، تا زمانیکه شرایط هستی آنها در حال بهبود است، آنها نظم موجود را به پرسش نمی گیرند. آنها حتی زمانیکه غیر سیاسی و یا غیر مشتاق اند نقش اکثریت خاموش را در نظم بورژوایی ایفا می کنند. اما اگر تکامل سرمایه داری جاممعه با تمام نیروی خود – بار رقابت ملی و بین المللی، تورم و دیون- بر آنها فشار بیاورد، آنگاه طبقات متوسط از کنترل بورژوازی خارج می شوند و حتی بیشتر خطرناک می شوند چرا که خشونت و ویرانی خرده بورژوازی در وضعیت اضطرار بی مانند است.