درباره نامه اقتصاد دانان
دوباره جمعی اقتصاددان و اساتید اقتصاد دانشگاه های ایران (چه واژه های پر طمطراقی) باز نامه ای به احمدی نژاد نوشته اند و طبق معمول شبکه ی گسترده ای از رسانه ها آن را مورد بحث قرار داده اند. نفس نامه نویسی به رئیس جمهور خود گویای راهبرد این جمعیت است. یعنی حل مشکلات از بالا. سنت های پوسیده ی سید جلال الدین اسد آبادی در بسته بندی های آکامیک. اما حرف آنها چیست؟ کمی ژست انتقادگری و توصیه به تسریع خصوصی سازی. آنها حتی خدماتی چون بهداشت عمومی رایگان یا آموزش همگانی و یا مسائلی از این دست را "تبدیل مردم به صدقه بگیر دولت" می نامند. تخصیص وام های چند میلیونی به کارگاه های کوچک سیاستی غیر علمی است و تخصیص وام های چند میلیاردی یا چند صد میلیاردی به ابربورژواها علمی. شکی در سیاست های ضدمردمی دولت فعلی ندارم اما یاوه گویی های یک باند سیاسی اقتصادی را به نام علم نیز بر نمی تابم. خصوصی سازی و خلع ید از نهادهای موظف به پاسخگویی به جامعه برای این باند و مؤتلفان سیاسی طبقاتی آنها بسیار شیرین است. دارنده ی مدرک دکترایی که اگر در یک کارخانه یا نهاد دولتی کار تمام وقت داشته باشد حداکثر دو میلیون تومان در ماه درآمد دارد باید از سور و سات سیاست های تعدیل به وجد آمده باشد که قراردادهای چند صد میلیونی و چند میلیاردی را برای استادهای دانشگاه های ایران به ارمغان آورده است. بریز و بپاش کثیف و لعنت باری که بر پایه ی برون سپاری های دستگاههای دولتی به شرکت های خصوصی تحقیقی و پژوهشی و از محل درآمدهای دولتی مبتنی بر ثروت های همگانی جامعه در حال رخ دادن است، مسأله ای پوشیده بر همان روزنامه نویسان جیره خوری که این اقتصاد دانان را مصلحانی اجتماعی تصویر می کنند نیست. قشر فربهی دارد به سرعت نور تشکیل می شود، سازمان می یابد، سیاست ورز می شود و جالب اینکه تصویر ناجی آتی جامعه را از خود بر می سازد. مسائل اجتماعی ایران را بعد از دکترها و دامپزشک ها و مهندس ها، اکنون اقتصاد دانان بر عهده ی گرفته اند. جامعه گویا باید به شیوه ای خشن و خونین جامعه شناسی را بیابد.